مردان ایران

اطلاعات و دانستنی های مردان

مردان ایران

اطلاعات و دانستنی های مردان




دراین سایت
در كل اينترنت
  • قالب وبلاگ
  • مردان ایران
    در این وبگاه جهت تنویر افکار مردان ایرانی و کمک به تشکیل و حفظ خانواده توسط آنها مطالبی نگاشته می شود و تفکرات و اقداماتی که جایگاه مردان در خانواده و اجتماع را مورد هجوم قرار می دهند نقد و بررسی می گردد.
    با توجه به شرایط کنونی جامعه یک نیاز اساسی برای بیداری مردان و تطابق آنها با شرایط خطرناکی که امروزه آنها را تهدید می کند وجود دارد.
    نقد های این سایت رویکرد اجتماعی دارد و در صورت نقد عملکرد افراد سیاسی تنها بازخورد اجتماعی و بعضا مذهبی آنها مورد توجه قرار می گیرد و تنها جهت تنویر افکار عمومی است.
    متاسفانه در میان انبوه سایت های زنان و سازمانهای مردم نهاد حامی حقوق زن ، جای خالی سازمان های مردم نهاد مردان شدیدا احساس می شود.
    البته نیت مبارزه و ایجاد جدال بین زنان و مردان نیست. بلکه هدف خنثی سازی توطئه ها و جلوگیری از مخابره پیام های دروغین و ناقصی است که توسط اغلب سایت ها و سمن های مردم نهاد زنان به سازمان های بین المللی و سیستم های دولتی صورت می گیرد.
    تاکید می گردد این سایت با گرایش های سیاسی به هیچ عنوان نه دوستی دارد و نه دشمنی.
    طبقه بندی موضوعی
    آخرین نظرات
    ۱۴ فروردين ۹۵ ، ۰۹:۰۵

    ویژگی های زنان مدرن

    زنان مدرن



    نویسنده در این مقاله با توصیف نحوه تفکر و رفتار زنان مدرن با مردان، خواننده را به شناخت بهتر از زنان امروزی می رساند و به او انگیزه لازم برای شناخت بیشتر و بهتر جنسیت زن و علی الخصوص زن امروزی می بخشد. رامین مهر آیینی نوشت:

    شجره مدرنیته از وقتی که سایه نه چندان مبارکش را بر سر بشر گستراند گرچه از لحاظ مادی میوه های شیرینی داد ولی از لحاظ معنوی جز بر تلخ هیچ ثمر نداد از جمله فضیحت هایی که مدرنیته به بار آورد کشاندن زنان از خانه ها و سراها به کارخانجات و ادارات بود و زنان که تا دیروز در پناهگاه خانه در امن و امان بودند و مردان نیز دور از آنها در امن و امان به سر می بردند ، با شروع مدرنیته و انقلاب صنعتی چونان زنبورانی که در کندویشان آتش اندازند از خانه خارج شدند و هر چه بر سر راه دیدند نیش خویش را نثارش کردند(نیش نه از سر کین است بلکه اقتضای طبیعتش این است) ، زنان که در خانه به تربیت فرزند و امور خانه و خانواده مشغول بودند، ناگهان هوس مرد شدن به سرشان زد و ابه بیرون خانه گریختند و همین امر سرآغاز خانه خرابی خانه و خانواده شد. زنان در هر اداره یا کارخانه و یا هر نهاد دیگری که وارد شدند ارمغانشان فساد بود و بی بند و باری. مردان که زنان همکار خود را از زنان اصلی خود بیشتر می دیدند رو به این زنان آوردند و زنان نیز که دیگر در حریم خانه و خانواده نبودند چشم و گوششان باز شد و بر ایام در خانه هدر داده تاسف ها خوردند و تأسرها نمودند و بر آن شدند که قضای آنچه از آنان فوت شده است را دو چندان بجا آورند. زنان مدرن دیگر نه به فرزندانشان وقعی می نهند و نه شوهرانشان برای آنان کوچکترین اهمیتی دارد تنها خودشان را می بینند و خودشان و فقط پول درآوردن برایشان مهم است و پول درآوردن، آنها دایم مراقبند که مبادا هیکل هایشان ، خدایی ناکرده ، از فرم بیفتد و به تبع آن آنها نیز از چشم مردان هیز همکار خود بیفتند. زن های کارمند مدرن تمام هم و غمشان از سویی کار کردن است و پول درآوردن و از سویی دیگر در خیابان ها و پاساژها راه افتادن و ولگردی و خرج کردن و مصرف کردن. دیگر آنها همی برای مادری و غمی برای تربیت فرزند و کدبانوگری ندارند آنها را دیگر باید کاربانو دانست نه کدبانو . این زن های مدرن کارمند ، آنچه بیش از هر چیز برایشان مهم است رسیدگی به سر و شکلشان و قر و فرشان است . آنها یا ازدواج نمی کنند و یا اگر کنند درصدد آنند که با کوچکترین بهانه ای از شوهر خود جدا شوند تا بتوانند ضمن مطالبه مهریه خود به عشق تازه خود نیز برسند به همین علت است که در دوران مدرن طلاق تا این حد زیاد و سرسام آور شده است . زنان بسیار بی جنبه تر و نیز بسیار ایده آل طلب تر و خود خواه تر از مردانند ، معلوم نیست اگر آنان جای مردان بودند که کاملا در انتخاب همسر خود آزادند چه می کردند، حقیقتا حکمت ضعف زنانه و محدودیت های شرعی آنها اینجا به خوبی مسجل می شود، روانکاوان از جمله فروید ثابت کرده اند که زنان از لحاظ شخصیت و ساختار اخلاقی ضعیف تر از مردان هستند همچنین کرل گیلیگان در کتاب “با صدایی متفاوت ” از ضعف تفکرات اخلاقی در زنان سخن گفته و مدعی می شود که اخلاقیات در زنان بیشتر ارتباطی است در حالیکه اخلاقیات در مردان بیشتر استقلالی است همچنین معمولا شیوه انجام داوری های اخلاقی زنان پست تر از شیوه داوری مردان می باشد . در واقع شخصیت زنان بیشتر واکنشی است در حالیکه شخصیت مرد بیشتر کنشی است.

    به هر حال این روحیه ایده آل طلبی و نیز بی وفایی و خود خواهی و حقارت وجودی که زنان دارند موجب می شود که با کوچکترین احتمالی که برایشان به وجود آید که می توانند شوهر بهتر یا رفیق بهتر برای خود دست و پا کنند شروع می کنند به بهانه گیری و درصدد جدایی و طلاق بر می آیند به همین جهت است که حدود ۷۵ درصد در خواست های طلاق در اروپا از سوی زنان ارائه می شود و آنها هستند که پیشگام جدایی می شوند. شاید به همین جهت باشد که اسلام حق طلاق را به مرد داده است زیرا می دانسته این زن ها چه چیزهای ناقص الوجود حقیر و کم جنبه ای هستند که ظرفیت چیزی را ندارند و به هیچ وجه نباید به آنها مجال زیاد تر از سعه وجودیشان داد داد که اگر مجال یابند جز فساد در ارض کاری نمی کنند، همانطور که در غرب نیز همین کار را کردند.

    زنان بیش از هر چیز به جلوه گری و خود نمایی علاقه دارند و هر خریدار بهتری که برای زیبایشان پیدا شود بدون هیچ احساس انسانی از شوهر یا عاشق سابق خود جدا می شوند و به آغوش خریدار جدید تر که پول و موقعیت بهتری دارد می افتند . همانطور که بیان شد شخصیت زنان واکنشی است پس طبیعی است با کوچکترین کنشی ُ واکنش نشان دهند و پشت پا به همه چیز زنند. آنچه زنها بیشتر از هر چیز برایشان اهمیت دارد ثروت و شهوت است و هر جا اینها مهیا باشد کوچکترین تردیدی در خیانت به خود راه نمی دهند. حقیقتا زنها بسیار نفس پرست تر و نیز جزیی نگر تر از مردان هستند، البته این جزیی نگری ناشی از همان خود پرستی است. تمام دنیای زنان از خودشان فراتر نمی رود برای همین است که در میان زنان یک مصلح که فکر اصلاح جامعه باشد ظهور نکرده و اکنون که بسیاری از زنان نیز تحصیلات عالیه دارند و باید دنیایشان بزرگتر می شد اما متاسفانه این دنیا فراتر از فعالیتهای فمنیستی نرفته است. و این خود دلیل دیگری بر سعه وجودی کمتر زنان از مردان است.

    به هر روی حقیقتا زن ها را باید چونان آتشی دانست که از دور جلوه و جمالشان آدم را خیره و فریفته می سازد ولی نزدیکشان که شوی تا اعماق وجودت را می سوزانند .و متاسفانه در دوران مدرن آنها بد و حقیر نیز شده اند .

    زنان مدرن به حدی حقیر و بهتر بگویم دریده و لجاره شده اند که اطاعت از شوهر را ، که تمام وقت و وجودش را صرف زن و زندگیش می کند، مایه ننگ و عار خود می پندارند حال آنکه این سرکارهای علیه ناقص الوجود برای اینکه بر سرکار و شغل خود بمانند و یا ارتقای شغلی پیدا کنند و به جاه و مقام و پولی برسند حاضرند به هر فرمان رییس خود گوش دهند و حتی حاضرند تن فروشی نیز کنند و هر دستور دیگری هم که رییسشان داد اطاعت کنند. (البته این در ابتدای کار است و بدین وسیله زنها می خواهند جایگاه خود را محکم کنند) اما متاسفانه این زنها فرمان شوهر را مایه ننگ می دانند . حال چگونه است که اطاعت از رییس ولو به قیمت بی حیثیت و بی شرافت شدن خوب است ولی اطاعت از شوهر بد است امری است که بر ما پوشیده است. آشپزی و بچه داری و خانه داری بد است اما برای جلب رضایت همکاران مرد لاس مجبوری زدن خوب است و پسندیده!

    متاسفانه مردان روشنفکر ، یا بهتر بگوییم مردنمایان زن صفت و مخنث دوران مدرن نیز که در محیط کار دور از زنانشان بودند به حضور این زنان افسار دریده ، روز به روز دامن زدند و کاسه داغ تر از آش و دایه مهربان تر از مادر شدند و مدافع حقوق زنان شده و به ستایش زنان مدرن مشغول شدند ، غافل از آنکه این زنان اگر به آنها بها می دهند چون اول کارست و برای اینکه خودشان را جابیاندازند احتیاج به این پا دادن ها دارند ولی اگر کمی جایشان محکم شود کاری با مردها خواهند کرد که خودشان هم نفهمند از کجا خورده اند و این عین اتفاقی است که در غرب افتاده است، به هر روی این مردان عیاش و ساده لوح روز به روز شرایط را برای حضور زنان مساعدتر می کنند در واقع این زنان کارمند حکم زن همراه این مردان روشنفکر رجاله را پیدا کردند. این مردان به اصطلاح روشنفکر احمقترین قشر جامعه ما هستند و خدا را شکر که ما از این به اصطلاح روشنفکرهای مایه ننگ نیستم.

    به هر روی حضور افسار گسیخته زنان در هر گوشه و کنار و در هر سوراخی موجب گسترش فساد و بی بند و باری در جامعه و نیز اضمحلال خانواده شد . متاسفانه در جامعه ما دیگر مردان اهمیتی به اینکه زنانشان در کجا و چگونه کار می کنند نمی دهند و آنچه برای آنها اهمیت دارد کسب پول از راه کار کردن زنانشان هست در حالیکه کار کردن زن در بیرون از خانه در شرایط فعلی برای مرد باید نوعی بی غیرتی و ناموس فروشی تلقی کرد ـ هر چند در جامعه مدرن دیگر ناموس فروش بودن یا لکاته و هرزه بودن بد نیست و نه تنها بد نیست بلکه مایه مباهات و نشان روشنفکری نیز هست ـ امروزه فساد در بسیاری از دستگاه ها و نهادها که زنان در آن حضور دارند به اوج خود رسیده است . البته هستند هنوز مردانی که دوست ندارند زنانشان و دخترانشان کار کنند اما متاسفانه حریف زنان و دختران نمی شوند زیرا دیگر زنان این مردان را داخل آدم حساب نمی کنند که بخواهند حرف آنها را بشنوند و مردها نیز دیگر مرد نیستند که کسی بخواهد از آنان حساب ببرد و به قول نیچه زنان تنها زمانی حاضرند که زنانگی خودشان را نشان دهند که بدانند با مرد حقیقی طرفند. در حالیکه در شرایط فعلی که در جامعه و جهان ما مردان تبدیل به نامردان شده اند طبیعی است که زن ها از آنان فرمان نبرند مخصوصا اکنون که سطح تحصیلات زنان از مردان نیز بالاتر رفته است و به طبع آن درآمدشان و از همه مهمتر سطح منزلت اجتماعیشان بالاتر رفته پس توقع احترام و اطاعت از چنین زنانی احمقانه است. و این زنان هستند که بر مردها تسلط دارند و فرمان می رانند امروز دیگر زنان قوام مردها شده اند النساء قوامون علی الرجال زنان امروز دیگر ضعیفه نیستند بلکه قویه شده اند و مردانند که ضعیفه هایی هستند که هر چه آن قویه های لکاته بگویند باید بکنند و به هر ساز آنها باید برقصند.

    متاسفانه در جامعه ما حتی نهادهایی که باید مدافع سنت باشند امروز جلوی زنها کم آورده اند و دهان بسته اند روحانیت خود یکی از این گروه هاست که متاسفانه بجای دفاع از مرد سالاری پسندیده و غیر ستمگرانه و بهتر بگوییم جوانمرد سالاری، امروز کارشان شده است دستمال کشی برای زنان و تمامی متون مقدس را به نفع زنان تفسیر می کنند و ازدواج موقت و تعدد زوجات که از امتیازاتی است که اسلام به مردان داده و خود بیانگر برتری مرد بر زن از نظر خداوند است را به انحای مختلف زیر سئوال می برند و یا هزار تبصره و شرط برایش می گذارند. این آخوندهای ترسو متوجه نیستند که اساسا پدر و مرد معادل زمینی خدا می باشد و زن معادل ماده و بی خدایی. و امکان ندارد در جامعه یی مادر و زن سالار بتوان به خدا معتقد بود همانطور که امکان ندارد در جامعه ای ماده پرست بتوان سخن از مرد و پدر محوری گفت.

    متاسفانه در جامعه ما وضعیت به گونه ای شده که زنان هم امکانات و امتیازاتی که اسلام به آنها داده را مطالبه می کنند و هم امتیازات و امکاناتی که غرب به زنان داده؛ برای مثال زنان ایرانی هم مهریه بالا می خواهند هم خواهان حق طلاقند غافل از اینکه اگر ما مسلمانیم که دیگر نباید سخن از حق طلاق برای زنان بگوییم و اگر غربی هستیم نیز نباید سخن از مهریه به میان آوریم چونکه در نظام های حقوقی غرب زن از مهریه برخوردار نیست زیرا از نظر آنان ازدواج لذتی دو طرفه است و دلیلی ندارد که مرد بابت لذتی که می برد پول بدهد و زن بابت لذتی که عایدش می شود پولی هم بگیرد و این می شود دادن باج سبیل به زنها و عین ظلم به مرد است. همچنین در بسیاری از خانواده ها زنان از مرد می خواهند که در امور خانه داری دخالت کند و نصف کارهای خانه را او انجام دهد حال آنکه وقتی خود به سر کار میروند و پولی کسب می کنند حاضر نیستند در خانواده خرج کنند زیرا معتقدند از نظر اسلام وظیفه تامین مخارج خانواده با مرد است. همچنین دختران در کشور ما از انجام خدمت سربازی معافند ولی هیچ کدام از آنها خواهان رفتن به سربازی نیستند و آن را حق خود نمی دانند زیرا این حق توام با زحمت است اما زمانی که کسی بخواهد به پسران به دلیل اینکه به سربازی می روند و دو سال از زندگی و درس خواندن عقب می افتند سهمیه ای در دانشگاه دهد فوری صدای این فمنیست ها بلند می شود که حق زنان پایمال شد و حقوق زنان ضایع گشت و از این مزخرفات که متاسفانه مردان خودنمای زن ذلیل و زن صفت نیز فوری عقب نشینی می کنند و این عقب نشینی را نشان روشنفکری خود می دانند حال آنکه نشان ضعف و زبونی و بی غیرتی آنان است و لاغیر . البته این منت کش های  زنان نمی دانند که اگر زنان مجال یابند تمام مردان را حذف خوهند کرد؛ چندی پیش در مقاله یی تحت عنوان ” پایان کار مرد آمریکایی ” خواندم که زنها هر گاه ریاست یابند میل زیادی به حذف مردها دارند چنانکه امروز ۷۰ درصد بیکاران آمریکایی را مردان تشکیل می دهند همچنین در مقاله دیگری تحت عنوان ” دنیایی در نبود پدر ” خواندم که امروزه در خانواده های آمریکایی پدران و مردان در خانواده هایشان به موجوداتی فرعی دست دوم و به اصطلاح خودم زیر پای زنشان تبدیل شده اند و دیگر کمترین احترامی در خانواده شان ندارند و جالب است که بدانیم یکی از عوامل شیوع همجنس بازی در میان پسران بنا به نظر فروید وجود مردان ضعیف و زنان قوی در خانواده است که عامل اصلی در افزایش میل پسربچه ها به همجنسشان است.

    به هر تقدیر این حقارت پدر و این تحقیر مرد را باید از چشم مردان زن صفت و پست فطرتی دید که فریب ظاهر خوب و زبان نرم زنان این دشنام خدا به انسان این بزرگترین خلل و روزنه در کار خدا و این فضله های آفرینش این موجوداتی که حد فاصل انسان و حیوانند را خوردند. ضرب المثلی آلمانی وجود دارد که می گوید زن آخرین حیوانی است که توسط مرد اهلی شد اما گویا این را هم باید بدان اضافه کرد که از قرار معلوم زن اولین حیوانی است که پس از اهلی شدن دوباره وحشی شد.

    از دیگر فضایح مدرنیته این بود که زنان افسار پاره کرده در لوای جریانات فمنیستی به جعل فضیلت و کشف استعداد های مسخره و دروغین برای خود پرداختند و زنان را از نظر استعداد همسان مرد و حتی گاهی برتر از مرد دانستند. این دروغ ها و اکاذیب روز به روز گسترش یافت و کسی را یارای مقاوت در برابر آن نبود، زیرا این زنان، دهن دریده هایی بودند که با جنجال گری و غوغا سالاری و در جاهایی نیز مظلوم نمایی کار خود را پیش می بردند و کسی حریف آنان نمی شد. کسی جرات نداشت به آنان بگوید اگر زن و مرد برابرند و هر دو استعداد یکسان دارند چرا یک پیامبر تاکنون از میان زنان بر نخاسته است؟ چرا یک فیلسوف بزرگ زن، از سقراط و افلاطون و ابن سینا گرفته تا هایدگر و ویتگنشتاین، نداریم؟ چرا یک جامعه شناس بزرگ زن، از اگوست کنت و دورکیم گرفته تا گیدنز، نداریم؟ چرا حتی یک هنرمند بزرگ زن هم شان مولوی و حافظ و یا بتهوون و موتزارد و پیکاسو و ونگوک و… نداریم؟ چرا حتی یک فیزیکدان و ریاضی دان بزرگ زن که هم شان نیوتن و انیشتن و ماکس پلانگ باشد نداریم؟ شما که مدعی هستید زن و مرد برابرند چرا پس از این برابری در عالم واقع خود را نشان نداده است؟ چرا همین اکنون هم که شمار زنان تحصیلکرده بسیار شده است و در رشته های مختلف فعالیت دارند هنوز هم استعداد برتر مردانند؟

    حقیقتا باید اذعان کرد زن ها از مردها پایین ترند و مردها واقعا بالاتر می باشند . این واقعیت را زنان باید بپذیرند. زیرا اساس جامعه و اساس خانواده بر بالاتر بودن مرد بر زن قرار دارد ، اگر چه بالاتر بودن به معنای ستمگری و ظلم کردن نیست ، و اگر این توازن قوا به هم بخورد نتیجه اش چیزی جز انحطاط اخلاقی جامعه و فروپاشی خانواده نخواهد بود . گرچه به این نکته نیز باید اذعان کرد که در دوران مدرن دیگر مرد و مردانگی به معنای حقیقی آن وجود ندارد و مردان بیش از هر چیز در پی آن هستند تا زنی خوشگل و پولدار و تحصیلکرده پیدا کنند و خود در خیابان و شهر و همه جا دنبال آن زن راه بیفتند و یا در اتوموبیل مدل بالای زنشان کنار دست زنشان بنشینند و به دیگر مردها پز دهند که ببینید ما چه زن خوشگل و پولدار و مدرنی داریم و شما ندارید ، پس حسرت بخورید . همچنین به تازگی مد شده است که پسران به سراغ دخترانی که سنشان بیشتر از خودشان است و یا دارای مدرک تحصیلی بالاتر از خودشان هستند می روند و با آنها ازدواج می کنند و بعد هم افتخار می کنند که مثلا ما زن دکتر داریم، در حالیکه خودشان دیپلم هم به زور دارند ، و ببینید ما شب ها روی یک خانم دکتر می خوابیم ببینید ما چه مردان بزرگی هستیم دلتان بسوزد .

    مردهای بی صفتی که به دنبال آن هستند تا اعتبار و احترام خود را از سواد زنشان یا ثروت زنشان کسب کنند. مردهای مدرن را دیگر نباید مرد دانست بلکه آنان را باید زنان خایه دار برشمرد که امروزه از سر ترس و بی وجودی و خاک به سری حتی بیش از زنان مدافع حقوق زنان شده اند و به خایه مالی آنان مشغولند و بعید نیست برای اینکه اصل تساوی زن و مرد را رعایت کنند شب ها خود دراز کش بیفتند و به زن هایشان بگویند من کارم را کردم حالا نوبت توست زیرا زن و مرد باید در همه چیز برابر و مثل هم باشند و بدین ترتیب زیر زنهایشان بخوابند و زن زنهایشان شوند .

    به هر تقدیر گفتن این دست مسایل بحث ما را به درازا می کشد اما به نظر می رسد صلاح دنیا و آخرت خانواده و جامعه در آنست که زنها دست از سر کارهای مردانه بردارند و به جای درآوردن اداهای مردانه ، که به قول فروید انجام اینجور کارها توسط زنان ناشی از عقده اختگی است و هر زنی که بیشتر ادای مردها را درآورد عقده اختگی بیشترش است، سراغ خانه و خانواده شان روند که صلاح آنها و همه جامعه و از همه مهمتر فرزندان و کودکان، که بیش از هر چیز محتاج مهر مادری اند، در این است. همچنین بهتر است مردان و پدران یا بهتر بگوییم مذکران مرد ما نیز دست از این بی صفتی و رجاله گری بردارند و و دخترها و زنهایشان را مهار کنند، هر چند که ممکن است بسیاری از آنان، امروز بر اثر تبلیغات فمنیستی ، دهن پاره و دریده شده باشند. اما به هر روی بهتر است که مردان و پدران بیش از این از خود دنائت و نامردی به خرج ندهند و بی عرضگی و بی خاصیتی خودشان را نشان روشنفکری ندانند. اگر چه با توجه به وضع موجود، شاید دیگر کار از کار گذشته باشد و به قول مرحوم دکتر شریعتی پاپاهای امروزی پپه شده اند و یا به دیگر سخن باباهای امروزی ببو گشته اند و دیگر کاری از دستشان ساخته نیست جز فرمانبرداری و نوکری زنان و دخترانشان . در واقع امروز مردان زن زنان و دخترانشان شده اند. زنان و دخترانی که امروز یا با مظلوم نمایی و گرفتن قیافه حق به جانب و یا با جنجال سالاری و غوغاگری و بی آبروگری می کوشند خر خود را از پل مراد بگذرانند و گام به گام پیشروی نمایند و مردان نیز یا یه خاطر داشتن سودای سوء استفاده جنسی از زنان و یا از ترس آبرویشان دهن به دهن زنهای لجاره و پتیاره نمی کنند گام به گام عقب نشینی می نمایند.

    اما در پایان این جستار کوتاه می گوییم ، زنها باید بدانند همانطور که قدرت جسمانی و فکری مرد ، که شواهد آن را برشمردیم ، بیشتر از زن است و متوسط قد مردان بلند تر از قد زنان است و متوسط استخوان بندی مردان و وزن مردان و بزرگی جمجمه مردان از متوسط اینها در زنان بیشتر است و نیز در رابطه زناشویی و آمیزش جنسی نیز مرد بالاتر است و مرد چیزی بیشتر از زن دارد ، این کمبود زنان را فروید با عنوان عقده اختگی بیان می کند و اساسا در امر آمیزش که مهمترین رکن زندگی زناشویی است این مرد است که مسلط است پس برای داشتن یک زندگی متعادل و معقول نمی توان در امور دیگر زندگی زن بالاتر و برتر و محور باشد بلکه زن ضمن برخورداری از احترام کامل باید مطیع مرد که نباید ستمگر و عوضی باشد، باشد، ماده خوک های فمنیست، اهمیت این مساله یعنی اینکه در ازدواج ، برتری با مرد است را کاملا درک کرده اند از همین روست که آنها معتقدند زنی که با مردی بخوابد گویی با دشمن دست دوستی داده است و به همین دلیل است که جنبش فمنیست در ذات خود یک جنبش همجنس گرایانه است که خواهان اکتفای زنان به زنان و استقلال از مردان است به همین سبب آنها مدعی می شوند که زنان به مردان هیچ احتیاجی ندارند و زن بدون مرد مثل ماهی بدون دوچرخه می باشد و البته آنها راهکارهایی هم برای زنانی که نمی توانند بدون مرد به سر برند قرار داده اند از جمله استفاده از موز و هویچ و دیگر وسایل این چنینی با هزار لطایف الحیل مختلف برای بی نیاز ی از مردها .

    به هر روی به اعتقاد ما و بنا به ادله ای که بیان کردیم در اجتماع و زندگی سالم نیز مرد باید برتری نسبی داشته باشد تا خانواده و جامعه از هم نپاشد و این یک اصل اساسی است زیرا دو پادشاه در اقلیمی نگنجند و دو رییس جمهور نیز در کشوری وجود ندارد . اگر زن و مرد از لحاظ حقوق با هم برابر شوند خانواده از هم خواهد پاشید چنانکه در غرب از هم پاشیده است.

    زنها باید بدانند که اگر تاکنون با آنها مدارا شده فقط به خاطر رعایت جسم ضعیف و عقل ناقصشان بوده است و آنها بهتر است که از این حس خودبرتر بینی احمقانه که دچارش شدند و خود را جنس اول و برتر می پندارند ، جنسی که مردها باید حول محور آنها بچرخند، دست بردارند و به جایگاه اصلیشان برگردند وگرنه مردان ، به ویژه مردان سنتی ایرانی که از امکاناتی مثل تعدد زوجات و ازدواج موقت بهره مندند و نه روشنفکران خایه مال زنان ، بلدند که چگونه آنها را سر جایشان بنشانند.

    به هر روی زنهای فمنیست و مدرن گرچه امروز دست به کار شده اند تا برای خود کرامت سازی و فضیلت تراشی کنند اما اگر این اراجیف و اکاذیبی که می گویند بر فرض محال هم درست باشد ، با این همه ، آنها باید بدانند زن به هر جا که برسد باز جایش زیر مرد است پس بهتر است که زیاد تقلا نکنند و دنیا را به کام خودشان و مردان و فرزندان تلخ نکنند .

    این جستار را با نقل ابیاتی از شیخ اجل سعدی شیرازی به پایان می بریم :


    ز بیگانگان چشم زن کور باد چو بیرون شد از خانه در گور باد
    چو بینی که زن پای بر جای نیست ثبات از خردمندی و رای نیست
    گریز از کفش در دهان نهنگ که مردن به از زندگی به ننگ
    بپوشانش از چشم بیگانه روی و گر نشنود چه زن آنگه چه شوی
    چو زن راه بازار گیرد بزن و گرنه تو در خانه بنشین چو زن

    موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۱/۱۴
    Share

    نظرات  (۵)

    ۲۶ تیر ۹۶ ، ۱۶:۰۳ مریم کرامتی
    سلام 
    مطالبتون خوندم ، قلم تند و تیزی دارید ، خیلی جاها به زن توهین کردید ، در کلامتون بی احترامی به زن میشه دید ، و از همه بدتر بعضی جاها عفت و حیا در کلامتون نیست ، خوبه کمی بیشتر فکر کنید و بعد بنویسید.
    زن قبل از اینکه زن باشه انسان هست و یک انسان نیازهایی داره که باید تامین بشه ، هر انسانی حق زندگی ، حق تحصیل ، حق کار ، حق ازدواج و .... داره .
    ناقص الوجود بودن ، کم جنبه بودن ، حقیر بودن ، به دنبال ثروت یا شهوت بودن و تمام توهین هایی که شما به زن کردید ، درباره همه زنها صدق نمی کنه ، حتی خیلی از این ویژگی ها و حتی بدترش رو مردان دارند.
    انسانها فارغ از جنسیتشون توشون خوب و بد وجود داره . 
    متاسفانه در تمام دنیا این مسایل هست اینکه زنها اینطورند ، مسلمان ها اینطورند ، سیاه پوستان اینطورند ، انگار هر کس متفاوت از ماست باید قضاوت بشه ، انگار بشر هرگز خواهان درک تفاوتها نیست . 
    کمی بیشتر تفکر کنید و مقرضانه ننویسید . 

    پاسخ:
    سلام .این ویژگی زنانی خاص است و مخاطب این متن همه زنان نیستند. همچنین نویسنده این مطلب بنده نیستم همان ابتدای مقاله را نگاه بفرمایید متوجه می شوید. من از این بابت که نوشته در خصوص بسیاری از زنان امروز و نه همه صدق می کند آن را انتخاب کردم. البته من خودم نه به مغز نوشته ولی نگارش توهین آمیز و الفاظ بکار رفته انتقاد دارم. ولی چون روح نوشته بد نبود آن را انتخاب کردم. من هیچ وقت توهین به هیچ انسانی را نمی پذیرم. ولی راجب متن هایی که نقل می شود باید امانت دار بود.
    با سلام و خسته نباشید 
    توصیه میکنم مقالات دیگر رامین مهرایینی را هم مطالعه کنی در وبلاگ « زن زدگی جهانی و جهان زن زده » همچنین توصیه می کنم مقاله مهرداد احمدی ورامینی با نام « ضرورت تاسیس وزارت سلامت رفتاری و مقابله با آسیب‌های اجتماعی » را هم مطالعه کنی . همچنین مقاله « مردان در محاق زنان» را نیز مطالعه کن . واقعا وضع اخلاقی جامعه روز به روز بدتر می شود و بخشی از آن ناشی از حضور بیش از حد زنان در جامعه است . ایکاش می شد کاری کرد . 
    ۰۳ آبان ۹۷ ، ۲۰:۱۷ محمد رضا ابراهیمی پور

    خوشحال شدم از اینکه دیدم یک کسان دیگر هم مساله زنان و گسترش تفکرات زن پرستانه در جامعه را احساس کردند به نظرم یکی از تهدیدهایی  که آینده ایران را تهدید می کند . مساله تفکرات زن پرستانه و زیاده خواهی زنان است . ابتدا بگوییم که در اسلام به کرامت و شرافت زنان تصریح شده است . پیامبر اسلام فرمودند : " ما أَکرَمَ النِّساءَ إلاّ کَریمٌ و َلا أَهانَهُنَّ إلاّ لَئیمٌ   :   زنان را گرامى نمى دارد، مگر انسان بزرگوار و به آنان اهانت نمى کند مگر شخص پَست و بى مقدار  " . پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز و به ویژه بعد از جنگ تحمیلی ، شاهد رشد و ارتقای جایگاه زنان در جامعه بودیم . افزایش میزان دانشجویان زن تا جاییکه حضور  دختران و زنان در دانشگاهها ، که پیش از انقلاب به دلیل فساد گسترده موجود در دانشگاهها و عدم اطمینان به محیط آن تقریبا توسط زنها و خانوادهایشان که اکثرا مذهبی بودند تحریم شده بود ، به دلیل امنیت نسبی حاکم بر آن در پس از انقلاب به حدی رشد کرد که شمار دختران دانشجو بر پسران و مردان پیشی گرفت و این یکی از شاخصه های بسیار مهم است زیرا که کسب تحصیلات عالیه توسط زنان زیر ساخت و پایه و زمینه تحول و ترقی جایگاه زنان در باقی زمینه هاست . حضور پر شمار زنان در ادارات و نهادهای دولتی و خصوصی در سالهای اخیر ، که  تبعی از همان حضور گسترده آنها در دانشگاههاست ، به ویژه در تهران و دیگر شهرهای بزرگ کاملا محسوس و ملموس شده است و البته تغییر قوانین جاری کشور به نفع زنان ، مثلا ارث بردن زن از مرد هم از عرصه و هم از اعیان که پیشتر فقط از اعیان بود و نیز اعطای حق حضانت فرزندان ،  چه دختر و چه پسر ، تا هفت سالگی به مادر و...  از این موارد است .

    به هر روی این نکات مثبتی بود که در زندگی زنان جامعه ما پس از انقلاب رخ داد و البته به نظر می رسد که نکات مثبت دیگری به نفع زنان و نه لزوما به نفع کل جامعه در حال شکل گیری است ، مثلا طرحی برای برابر سازی دیه زن و مرد در مجلس مطرح است  و یا طرح سهمیه بندی جنسیتی نمایندگان که به نفع زنان تمام می شود و از آن با عنوان تبعیض مثبت یاد می شود در دولت و مجلس مطرح است و یا طرح بی نیازی دختران بالای بیست و هشت سال ، البته در صورت داشتن  شرایطی خاص ،  از کسب اجازه از پدر برای ازدواج  نیز مطرح است .

    به هر صورت کسب این امتیازات شاید به ظاهر نکات مثبتی باشد که زنان پس از انقلاب به دست آوردند ( البته زنها در سراسر جهان در سالهای پس از جنگ جهانی دوم امتیازات بی شماری به دست آوردند که حتی تا حدودی موجب برتری زنان بر مردان شد به طوری که یکی از نویسندگان فمنیست از زنان با عنوان جنس اول یاد می کند بنابراین جا دارد به قول یکی از نویسندگان ، جهان مدرن را جهان استیلای زن و زر و ابزار نامید ) .

    در ادامه می کوشیم نکات و ابعاد منفی و مضر امتیازگیری زنان از جامعه را به حال جامعه مورد بررسی قرار دهیم . 

    حضور بیشتر دختران و زنان در دانشگاه که منتهی به این می شود که در جامعه زنان و دختران با سطح تحصیلات بالاتری به نسبت  مردان را شاهد باشیم ظاهرا  فی النفسه مطلوب است اما وقتی به این موضوع بیاندیشیم که این دختران طبیعتا نیاز به ازدواج و تشکیل خانواده دارند و باید ازدواج کنند  ، مساله کمی پیچیده تر می شود . چرا که به دلیل حضور بیشتر دختران در دانشگاه ، شمار زیادی از آنها باید با مردانی ازدواج کنند که سطح تحصیلات پایین تر و به تبع آن نگرش متفاوت تری به مسایل زندگی مشترک دارند و طبیعی است که چنین ازدواج هایی اگر صورت بگیرد البته اگر صورت بگیرد ، نمی تواند رضایت کامل را  برای دخترانی که معمولا روحیه ایده آل طلبی و کمال طلبی دارند و دوست دارند با مردانی ازدواج کنند که سطح بالاتری از خودشان داشته باشند به دنبال داشته باشد . و البته این ازدواج ها برای مردان نیز که طبیعتا دوست دارند رییس خانواده و محور آن باشند نمی تواند صد درصد مطلوب باشد ( طبق تحقیقی که اخیرا در یکی از دانشگاهها شده بود مردانی که با زنانی بالاتر از خود ازدواج می کنند تمایل بیشتری به خیانت به همسر دارند چرا که می خواهند با اینکار ضعف و کمبود خود در برابر همسرانشان را جبران کنند و نشان دهند که مثلا هنوز هم قویتر و مرد ترند ) .

      البته مساله به اینجا ختم نمی شود زیرا وقتی دختری تحصیلات بالاتری داشته باشد به تبع آن شغل بالاتر و در پی آن درآمد و حقوق بیشتر و به دنبال آن منزلت اجتماعی بالاتری در جامعه و خانواده کسب می کنند و اگر هم با مردان پایین تر از خود ازدواج کنند به دلیل آنچه آن را تفاوت در نگرش به زندگی مشترک و مسایلی مانند تربیت فرزندان و...  می توان دانست چنین خانواده هایی خانواده هایی سست  و لرزان می باشند که با کوچکترین تلنگری از هم فرو می پاشند . افزایش سرسام آور طلاق در سالهای اخیر شاهدی بر این مدعاست طلاق به حدی افزایش یافته که طبق آمار  30 درصد ازدواج ها به طلاق منتهی می شود و البته قطعا در آینده بیشتر نیز خواهد شد.

    البته برای افزایش طلاق علل و عوامل متعددی باید متصور شد که قطعا یکی از آنها هم شان و هم سطح نبودن و به دنبال آن تفاهم نداشتن زن و مرد است ( البته عواملی چون : تنوع طلبی و شهوت پرستی و زیاده خواهی جنسی و بی مسئولیتی و ...  در میان دختران و پسران از عوامل مهم رشد طلاق است . ) .

    به هر روی حتی اگر ازدواج نا متناسبی هم صورت بگیرد و به طلاق هم منتهی نشود . در خانواده ای که زن قویتر و مقتدرتر و برتر از مرد باشد باید منتظر چه اتفاقاتی بود ؟ ابتدا باید بگوییم که اساسا ازدواج و عمل زناشویی و تشکیل خانواده مستلزم پذیرفتن برتری نسبی مرد بر زن  است و بر همین اساس است که فمنیست ها تاکید دارند برای اینکه تن به سلطه مردان ندهیم اساسا باید قید ازدواج با با مردان را بزنیم و  به همجنس بازی و اکتفا به زنان روی آوریم .

    به هر روی در خانواده هایی که  زن بر مرد برتری دارد عواقبی در پی دارد که مهمترین آنها ، چنانکه فروید می گوید ، این است که در خانواده ای که زن قویتر و برتر و بالاتر از مرد باشد میل به همجنس بازی در میان پسران خانواده به شدت افزایش می یابد و البته شاهد این مدعای فروید  را در غرب مدرن و افزایش روزافزون همجنس بازی در میان ایشان می بینیم .

    البته همانطور که گفتیم در خانواده های زن محور میل مرد به خیانت و نیز به وجود آمدن احساس بی مسئولیتی و بی تفاوتی و بی تعهدی در قبال خانواده در مرد بیشتر می شود . ( طبق تحقیقی که در یکی از دانشگاههای غربی صورت گرفته است .؛ برای مقابله با به وجود آمدن روحیه خیانت ، بی مسئولیتی و بی تعهدی در مردان ،  لازم است زنان حتی اگر کار می کنند حداکثر درآمدشان 60 درصد درآمد شوهر باشد تا با اینکار به اقتدار مرد و احساس وفاداری و احساس مسئولیت وی در قبال زن و زندگی آسیب کمتری برسد ) .

    ما در بالا یکی از عوامل کاهش میل پسران به ازدواج را به وجود آمدن روحیه تنوع طلبی جنسی در آنها دانستیم . باید اذعان کرد یکی از عوامل کاهش میل دختران به ازدواج نیز همین افزایش میل به تنوع طلبی جنسی و عدم اکتفا به یک مرد باید دانست . متاسفانه وقتی مردی همکار زن خود را بیشتر از زن واقعی خود می بیند و با او بیشتر حشر و نشر و گفتگو و آمیزش دارد آیا می توان به او امیدوار بود که به دنبال تنوع طلبی و زن های تازه به تازه نرود ؟ و البته این مساله در مورد زنان نیز کاملا صادق است . ( در جامعه مدرن زن و مرد آنقدر همدیگر را می بینند و آنقدر در هم دیگر می لولند و آنقدر راحت و بی پروا با یکدیگر آمیزش و سکس می کنند که نتیجه آن می شود که در طی مدت زمان کوتاهی برای یکدیگر ملال آور و تکراری می شوند و لذا به دنبال شریک جدید و تازه و نو برای سکس می گردند . به همین دلیل است که در دنیای مدرن از آن عشق های آتشین و افسانه ای نظیر رومئو و ژولیت یا لیلی و مجنون و ... ، که ناشی از حرمان ها و هجران ها بود ،  خبری نیست در واقع به قول یکی از نویسندگان ، در دوران مدرن عاشق و معشوق دیگر وجود ندارد بلکه آنچه وجود دارد ساکس و مسکوس است و زنان و مردان به دنبال اتصال روح ها نیستند بلکه صرفا به دنبال اتصال مجاری ادرار به یکدیگرند و همین دنبال سکس و اتصال اسافل اعضا بودن است که ما انسانهای مدرن را بر خلاف گذشتگان خود ، آنقدر تنها و بی کس و کار کرده است ).   به هر روی افزایش شمار خیانت های زنان به شوهرانشان در سالهای اخیر به شدت چشمگیر بوده است برای مثال طبق یک تحقیق 33 درصد زنان متاهل کرجی به شوهر خود خیانت کرده بودند . همچنین افزایش پدیده نوظهور شوهر کشی در میان زنان در سالهای اخیر چشمگیر بوده است ( اگر چه آمار دقیقی هنوز وجود ندارد ولی خوانده ها ، آنچه در روزنامه ها و یا سایت ها منعکس می شود که تازه آنهم بخشی از واقعیت است ، و شنیده ها حاکی از افزایش سرسام آور پدیده شوهر کشی در کشور ظاهرا اسلامی و دیندار ماست ) .

     شوهر کشی  ها اکثرا پس از آشنایی زن با یک نره بی حمیت ،  در فضای حقیقی یا در فضای مجازی ، که عطش سکس دارد و چشمش هم به دنبال ناموس مردم است شروع می شود و با دل باختن زن بدان  مرد چاپلوس که راه فریب دادن زنها را بلد است ادامه می یابد .  زن هم که معمولا شخصیتی واکنشی دارند و بیشتر از راه گوش عاشق می شوند در ادامه رابطه ،  ناگهان به این نکته مهم پی می برند که شوهرش حرفش را نمی فهمد و درکش نمی کند و پاسخگوی خواسته هایش نیست و یا این مطلب مهمتر را متوجه می شود که از اولش هم  شوهرش را نمی خواسته و او مرد ایده آل و مطلوبش نبوده ، بدین ترتیب کار به جاهای باریک می کشد و در ادامه هم به منظور از سر راه برداشتن عامل مزاحم آهنگ قتل شوهر زن را  می کنند و سرانجام هم به دست آن نره فاسق و با همکاری زن،  قتل مردی که چه بسا زن از او فرزند هم داشته باشد ، صورت می گیرد. .

     البته فساد و فحشا تنها مختص زنان شوهر دار نیست بلکه دختران مجرد نیز از ایشان عقب نمانده اند.  برای مثال طبق یکی از تحقیقات در تعدادی از دبیرستانهای دخترانه شهر تهران ، مشخص شده 80 درصد آن دختران دارای روابط نامشروع جنسی بوده اند و کاملا قابل پیش بینی است دخترانی که پیش از ازدواج به راحتی خود را لو داده و در اختیار دیگران قرار داده اند پس از ازدواج نیز نمی توانند به شوهران خود ، وفادار بمانند و دنبال مورد جدید و غیر تکراری نروند و البته این در مورد مردان و پسران آلوده نیز صادق است . ( واقعا جای تاسف دارد که این افراد تر دامن چگونه می خواهند فردا مادر شوند و یا پدر شوند و کودکی که در چنین دامن های آلوده ای رشد خواهد کرد چگونه خواهد بود و آینده کشور اسلامی ما را چگونه رقم خواهد زد ؟! )

    در اینجا بیان مطلبی ضروری است و آن اینکه در گذشته  افراد دیندار جامعه ما در اکثریت بودند ، انقلاب اسلامی بهترین شاهد آنست ، ولی امروزه این آمار در حال کاهش است .  در واقع دارد توازنی میان افراد مومن و بی ایمان در جامعه شکل می گیرد . این توازن و نصف نصف بودن دینداران و بی دینان آهسته آهسته و در آینده نه چندان دور موجب ایجاد شکاف عمیق فرهنگی در جامعه می شود گرچه این شکاف قبلا هم بوده ولی به دلیل حائز اکثریت نسبی بودن دینداران ، این شکاف ، موجب تنش بسیار جدی در جامعه نشد ، بخشی از علل ایجاد حوادث سال 88 را می توان به وجود تنش و چالش میان دینداران و بی دینان تعبیر کرد البته نه همه علل آن را ،  در هر حال با کم شدن شمار دینداران و افزایش شمار بی دینان و به حد تساوی رسیدن این دو طبقه فکری ، در آینده شاهد چالشهای جدی و تنش های اساسی در جامعه خواهیم بود  . (جالب است در غرب طبقات اجتماعی بیشتر بر پایه میزان ثروت و منابع اقتصادی شکل می گیرند و در ایران بیشتر بر حول باورهای دینی و اعتقادات مذهبی ) . به هر روی تا دیر نشده باید فکری برای این چالش ها و تنش های بالقوه که میان دو طبقه دیندار و بی دین شکل خواهد گرفت ، کرد و نگذاشت کار به بحران اجتماعی بکشد .

    سراغ بحث اصلی خود می آییم و آن اینکه با این گسترش عجیب فساد و فحشا در جامعه چه باید کرد ؟ با این انقلاب جنسی که در راه است چه باید کرد ؟ ( عده ای حتی جنبش سبز سال 88 را و نیز شورش های جوانان در سال 96 را پوششی می دانستند که در زیر آن  تمایل جوانان به داشتن آزادی در روابط جنسی و میل به رهایی از دست قید و بندهای فرهنگ سنتی در مورد امور جنسی ، وجود داشت و البته این مطلب تا حدود زیادی هم درست است )  به نظر می رسد برای چاره کردن این آزادی خواهی جنسی ما دو راه پیش رو داریم : یکی استفاده از ظرفیت های سنت برای ارضای میل جنسی جوانان است . یعنی اینکه بهتر است  " مراکزی ویژه ازدواج موقت " در کشور تاسیس شود که در آن مراکز پسران و دختران مجرد و یا مردان و زنان بیوه بتوانند با یکدیگر ازدواج کرده و نیاز خود را رفع کنند ( اگر چه دختر باکره برای ازدواج نیاز به اذن پدر دارد ولی خوشبختانه هستند بعضی از مراجع تقلید هستند که برای ازدواج دختران باکره اذن پدر را لازم نمی شمارند ، البته نگاه داشتن عده را لازم می دانند ، به هر روی این فتوا می تواند برای دختران مجرد که نیاز و یا آز به ازدواج دارند گره گشا باشد ) .  اما راه دوم این است که در برابر خواسته هایی که پاسخ و چاره ای در دین برای آنها وجود ندارد و جزو ضروریات دینی شمرده می شود ، ایستادگی کرد و بر ضروریات دینی پای فشرد .

    یکی از این خواسته های نامشروع و بر خلاف ضروریات دین مساله حجاب است. حجاب از ضروریات دین و از نصوص قرآنی مورد اجماع علمای اسلام است و چاره ای نداریم جز اینکه در برابر در خواست نامشروع زنان هرزه و فاسدی که مرض خود نمایشگری دارند و خواهان برداشتن حجاب هستند . بایستیم . ( البته این زنها به این نکته توجه ندارند که اگر حجاب زنان آزاد شود در نتیجه باید تجاوز مردان به زنان نیز آزاد شود و یا مجازاتش از وضع فعلی که اعدام است بسیار کمتر شود . چون معنا ندارد که زنان آزاد باشند که هر چه خواستند بکنند و هر جور خواستند بگردند ولی مردان ملزم باشند که حتی نگاه چپ به زنها نکنند و آزادی عمل نداشته باشند . اگر چه می دانیم این زنهای بی حیثیت از تجاوز به خودشان زیاد ناراحت نمی شوند ) .

    در واقع زنان بدکاره ای که خواهان آزادی حجاب هستند ( البته آنان خود را بدکاره و آلوده دامن نمی دانند و بلکه بسیار هم نجیب و پاکدامن می شمارند . البته این طبیعی است چرا که هیچ گناهکار و تبهکاری ، عملش را گناه و تباهی و خودش را هم گناهکار و تبهکار نمی شمرد . همه ما گناهکاران پیش از انجام گناه و منکر ، ابتدا برای آن یک توضیح و توجیه دست و پا می کنیم و وقتی دلمان راضی و نفسمان را مجاب کردیم که کارمان بد و ناپسند نیست دست به آن میازیم ؛ مثلا پزشک زیر میزی بگیر و دزدی می گفت : من دزدی نمی کنم بلکه فقط حقم را از جامعه می گیرم . یا قاتلی می گفت : من او را نکشتم بلکه مردنش را جلو انداختم . زن فاحشه ای هم می گفت : من نه مال کسی را می خورم نه دستم را به خون کسی آلوده می کنم بلکه فقط لذت می برم و لذت می دهم و... از این توجیهات زیاد است و همه ما دامان شرفمان به این توجیهات آلوده است و ان شاء الله  خدا از سر تقصیراتمان بگذرد ).

    به هر روی زنهای هوسبازی که به دنبال بی حجابی اند ، می خواهند تا با آزاد شدن حجاب در کوچه و خیابان به هرزه گردی پرداخته و غلیان شهوت ِ نره پرستی خود را با نره هایی  فاسد تر از خودشان ، ارضا کنند و بدین ترتیب جامعه را به مرکز فحشا تبدیل کنند و اساس خانه و خانواده را سست و متزلزل کنند . ( نمی دانم این سکس چیست که همه ما برای آن له له می زنیم واقعا اگر به عنوان یک ناظر بی طرف به این عمل بنگریم و آن را با عمل مخالف آن بسنجیم ؛ حکمی جز ناروا بودن آن خواهیم کرد ؟! به هر روی برای ارزیابی ، بررسی و شناخت عمیق و دقیق ماهیت سکس ، ایجاد رشته ای دانشگاهی با عنوان " فلسفه سکس " یا فلسفه امور جنسی و نیز تشکیل مرکزی علمی در بهزیستی یا هر سازمان و نهاد مرتبط دیگر برای بررسی همه جانبه مساله سکس و علل ضعف انسان در برابر آن ، که آنچه به نظر می رسد ما انسانها هیچ نقطه ضعفی بزرگتر از لغزش در برابر سکس نداریم ، کاملا ضروری به نظر می رسد ).

    به هر روی باز تاکید می کنیم که حجاب از اصول اساسی اسلامی و از نصوص قرآنی مورد اجماع همه فقهای اسلام است و جایی برای کوتاه آمدن در آن وجود ندارد .

    در پایان باز تاکید می کنیم که در برابر زیاده خواهی زنان آلوده دامن ، که به بهانه حجاب آزاد در طلب بی بند و باری و تنوع طلبی جنسی هستند ، باید ایستاد ( البته همانطور که گفتیم تاسیس " مراکزی ویژه ازدواج موقت " ، برای زنان و مردانی که یا همسر ندارند و یا به بیش از یک همسر نیاز دارند ، کاملا ضروری است ) .

     البته باید تمهیداتی برای پاک سازی و ایمانی سازی فضای جامعه اندیشید ؛ .برای مثل : ترویج ازدواج آسان و بهنگام در جامعه از طریق رسانه ها و به ویژه رسانه ملی البته برای زمانی طولانی  ، قرار دادن سهمیه در استخدام دولتی برای افراد متاهل ( چه مرد و چه زن ) به منظور تشویق جوانان به ازدواج و همچنین در نظر گرفتن سهمیه در کنکور ارشد و دکتری برای شرکت کنندگان متاهل به منظور ترغیب ایشان به ازدواج ، بومی گزینی در دانشگاهها و موسسات آموزشی ، جدا سازی دختران و پسران در دانشگاهها و نیز ایجاد و گسترش دانشگاههای تک جنسیتی چه پسرانه و چه دخترانه ( چون بسیاری از مفاسد از دانشگاهها شروع می شود ) ،  جداسازی زنان و مردان شاغل در محیط کار برای کاهش روابط نامشروع جنسی ، افزایش مرخصی زایمان زنان شاغل به دو سال ، کاهش ساعات کار برای زنانی که فرزند کوچک دارند ، افزایش دورکاری برای زنان شاغل ، اعطای حقوق ماهیانه مستقیم به زنان خانه دار از طریق کسر حق عایله مندی مردان و یا پرداخت یارانه مستقیم آنهم تنها به زنان خانه دار ، ایجاد و گسترش مشاغل خانگی ویژه زنان  ، متوقف ساختن طرح های خائنانه ای مانند طرح توانمند سازی زنان ( چرا که توانمند ساختن زنان بدون توانمند ساختن مردان و پسران تحقیر مردان و خیانتی آشکار به همگان است ، خیانتی که یکی از عوارض آن افزایش خشونت علیه زنان ، توسط مردانی است که در برابر آنها احساس حقارت می کنند )  و کارهایی نظیر اینها می تواند به بهسازی فضای جامعه کمک کند .

    البته این را هم بیفزاییم که با توجه به افزایش سرسام آور فساد و فحشا در جامعه که حقیقتا آینده ایران اسلامی و انقلاب را تهدید می کند و کشور را در سرازیری انحطاط و زوال قرار می دهد بهتر است یک وزارتخانه کوچک و چالاک و چابک ، نه پر از حشم و خدم بی فایده ،  با عنوان "  وزارت سلامت رفتاری و مقابله با آسیب اجتماعی " تاسیس گردد تا با ایجاد مرکزی برای اجتماع جامعه شناسان و روان شناسان و آسیب شناسان و آینده پژوهان و علمای دین و ...  بر آسیب های رو به گسترش اجتماعی متمرکز شود و به چاره اندیشی و راه حل جویی برای این مسایل بپردازد و البته باز هم تاکید می کنیم تاسیس " مراکزی ویژه ازدواج موقت " در جامعه ضرورت حیاتی دارد ( زیرا در جامعه ما سطح رفاه در حال ترقی است و در هر جامعه ای که نیز سطح رفاه بالا رود میل و رغبت و اشتیاق افراد به تفریح و لذت بردن از اوقات فراغت ، افزایش می یابد و بالاترین تفریح هم چیزی جز تفریح جنسی نیست بنابراین تشکیل عاجل " مراکزی ویژه ازدواج موقت " کاملا ضروری به نظر می رسد .

    در پایان از اینکه آنقدر کلام مقاله وارم طول کشید عذرخواهی می کنم و  برای شما آرزوی پیروزی موفقیت می کنم .

    سایت جالبی داری متاسفانه صدا و سیما هم به تفکرات فمنیستی دامن می زنه نمی دونم برنامه کاملا دخترونه را از شبکه سه دیدی یا نه همانطور که از اسمش بر میاد کاملا دخترونه و فمنیستی است . 
    به نظرم فقط خواستین بگین زنا بهتر بود تو خونه بمونن و کتک بخورن و زیر منت مرد باشن تا اینکه خودشون فکر کنن و مستقل باشن . یکم فکر کنین بعد مقاله بنویسین  لطف کنین از طرف همه زنا حرف بزنین و نطرشون رو بخواین بعد همچین مقاله ای بنویسین. مردها که همیشه دریده بودن مشکلی نبوده زنا چون دیگه نمیخوان بهشون زور گفته بشه دریده شدن...
    پاسخ:
    شما متاسفانه طوری صحبت می کنید انگار که ما از پشت کوه اومدیم یا شما مال 1000 سال بعد هستی. خانم محترم من هم مثل همه حق دارم نظر خودم رو بنویسم. هر چند که این مطلب رو از جایی برداشتم و ذکر منبع هم کردم. اما کی گفته چون شما زن هستی نظر شما نظر همه زنهاست؟ بین همه زنها گوناگونی نظر هم وجود دارد. ممکنه عده ای مثل شما فکر کنن و عده ای مثل من فکر کنن. چیزی هم که در کشور ما وجود نداره آمار صحیحه. و ضمنا ویژگی هایی که در این مطلب ذکر شده که فکر کنم نخوندید من به نظرم هیچ زنی حتی زن بدکاره هم حاضر نیست حداقل علنا وانمود کنه که چنین شخصیتی داره. اصلا قشنگ نیست. واقعا کی به شما یاد داده که برای کتک نخوردن (که فکر کنم انسانهای بدوی هم اینجوری نبودن) باید دریده و افسارگسیخته بود؟ نمیشه تحصیلات داشت و حالا شغل داشت و یا نداشت اما اینجوری مثل این متن ضد مرد نبود/؟ انقدر فردگرا و خودخواه نبود؟ کی اصلا به شما گفته که زنهای ما کتک میخوردن؟ مادر بزرگهای ما و مادر مادر بزرگ های ما اصلا اینطوری نبودن. یک عده سعی کردن سیاهنمایی کنن. باور کنید فرهنگ ما و غیرت مرد های ما یک جور شخصیت حمایت کننده و زندوست از ما مردهای ایرانی ساخته و مردها اصلا توقع ندارن با موجودی که باید لطیف و مهربون و نجیب نباشه به عنوان همسر یا حتی یک انسان زن زندگی کنن. از هر کسی در کره زمین بپرسی چه زن و چه مرد از ویژگی هایی که برای زنهای مخاطب این متن نام برده خوششون نمیاد.
    ممکنه استثنائاتی باشه اما بدون ایران ما از همه جا با زنها مهربون تر هست. همین قدر که از کار معاف هست و واجب النفقه است و واجب الحمایت است. مرد موظف است مراقب زن باشد. حتی نسبت به زنهای دیگر هم یک مرد ایرانی حس احترام و حس مراقبت دارد. امیدوارم کمی دیدگاهتون رو تعدیل کنید.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی