مردان ایران

اطلاعات و دانستنی های مردان

مردان ایران

اطلاعات و دانستنی های مردان




دراین سایت
در كل اينترنت
  • قالب وبلاگ
  • مردان ایران
    در این وبگاه جهت تنویر افکار مردان ایرانی و کمک به تشکیل و حفظ خانواده توسط آنها مطالبی نگاشته می شود و تفکرات و اقداماتی که جایگاه مردان در خانواده و اجتماع را مورد هجوم قرار می دهند نقد و بررسی می گردد.
    با توجه به شرایط کنونی جامعه یک نیاز اساسی برای بیداری مردان و تطابق آنها با شرایط خطرناکی که امروزه آنها را تهدید می کند وجود دارد.
    نقد های این سایت رویکرد اجتماعی دارد و در صورت نقد عملکرد افراد سیاسی تنها بازخورد اجتماعی و بعضا مذهبی آنها مورد توجه قرار می گیرد و تنها جهت تنویر افکار عمومی است.
    متاسفانه در میان انبوه سایت های زنان و سازمانهای مردم نهاد حامی حقوق زن ، جای خالی سازمان های مردم نهاد مردان شدیدا احساس می شود.
    البته نیت مبارزه و ایجاد جدال بین زنان و مردان نیست. بلکه هدف خنثی سازی توطئه ها و جلوگیری از مخابره پیام های دروغین و ناقصی است که توسط اغلب سایت ها و سمن های مردم نهاد زنان به سازمان های بین المللی و سیستم های دولتی صورت می گیرد.
    تاکید می گردد این سایت با گرایش های سیاسی به هیچ عنوان نه دوستی دارد و نه دشمنی.
    طبقه بندی موضوعی
    آخرین نظرات

    ۱۹ مطلب با موضوع «انتقاد و پیشنهاد» ثبت شده است

    مردان از نظر عاطفی خشونت های بیشتری را تجربه می کنند.از سیستم خانواده گرفته تا کل اجتماع نسبت به خشونت علیه مردان حساس نیست و نتیجه آن اقدام به تصویب قوانینی برای منع خشونت علیه زنان بدون توجه به مردان با پیش فرض مجرم انگاری و مقصر دانستن صرف مردان است. خشونت عاطفی به مراتب از خشونت های جسمی بدتر است و معمولا نشانه ی ظاهری ندارد اما بازخورد آن در اعمال خشونت های فیزیکی علیه زنان موثر است. یکی از ایرادات اساسی قانون منع خشونت علیه زنان  که متاسفانه مورد مطالبه گروه های فعال اجتماعی و حقوقی در مجلس می باشد  نادیده گرفتن خشونت علیه مردان است. در حالی که وقتی یک زن با خشونت  فیزیکی یک مرد مواجه می شود به احتمال خیلی قوی، لحظاتی قبل از آن مرد خود را در فشار روحی و خشونت روحی قرار داده است و او را تحقیر کرده و یا با لجبازی و یا از روی عمد برای گرفتن طلاق و امتیازات دیگر قانونی مرد را به این سمت سوق داده است. یا اگر مردی در جامعه خشونتی از خود علیه زنان بروز می دهد نتیجه و بازتاب خشونت های جامعه علیه اوست که نهادینه شده است  و یا بازخوردی از تحقیرها و کم کاری هایی است که همسر و یا خانواده در قبال او انجام داده است.

    بدون در نظر گرفتن این عوامل تصویب هر قانونی برای منع خشونت علیه زنان نه تنها دارای تاثیر مثبت نخواهد بود بلکه در آینده نه چندان دور وضع را بدتر خواهد کرد. زیرا تصویب قوانینی مثل منع خشونت علیه زنان زمینه ساز طلاق و مجازات بیشتری بخصوص در سیستم خانواده خواهد بود و مردی که مجرم شناخته شود و تمام داشته های خود را تمام شده ببیند، چون آب را از سر خود گذشته می داند ممکن است دست به اقدامات خطرناکی بزند و به قول معروف به سیم آخر بزند. و صد البته جامعه مردان در صدد تلافی و پاسخ به این قانون که خود نوعی خشونت علیه مردان می باشد برخواهد آمد.

    دقیقا مثل جوامع غربی که پیشتاز در تصویب این قوانین بودند.

    عاقبت این قوانین در آن کشورها چیزی جز افزایش خشونت ها علیه زنان نبود.

    می توانید برای اثبات این مدعا به آمار ها و یا اینفوگرافیک زیر رجوع نمایید.

    این موضوع به خوبی نشان می دهد تصویب قوانین سختگیرانه منع خشونت علیه زنان نتیجه معکوس دارد.

    تجاوز به زنان

    .

    .

    .

    .

     + قتل شهردار زن به همراه دو روزنامه نگار زن در فنلاند

    .

    .

    .

    .

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۶ ، ۱۵:۴۳
    میلاد حمیدی

    در این مطلب قصد داریم به مواردی اشاره کنیم که هر پسر و مردی باید در مورد قانون مهریه در ایران بداند و یک پیشنهاد خیلی مهم در مورد آن به مردان و پسران می دهیم که در زمان ازدواج حتما آن را رعایت کنند و این مقاله را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنند و از فریب خوردن بیشتر مردان جلوگیری کنند:

    1-      مهریه در اسلام لزوما عند المطالبه نیست و شرطی برای میزان آن یا پرداخت آن وجود ندارد. لذا شما در زمان عقد می توانید از نوشتن عبارت عند المطالبه در عقدنامه جلوگیری کنید و مثلا عبارت عند الاستطاعه را مقابل آن بنویسید. اینها به لحاظ بار حقوقی متفاوت است و عندالمطالبه یک کلک فمینیستی است. لطفا حواستان را جمع کنید.

    2-      اکثر مردان از این موضوع مطلع نیستند که مهریه های بالاتر از 110 سکه هم توسط قانون از مرد گرفته می شود و تصور عموم بر این است که فکر میکنند تا 110 سکه بیشتر گرفته نمی شود و شما اگر هر میزان سکه هم مهریه در نظر بگیرید فقط 110 تای آن گرفته می شود. این یک دروغ پلید است که سبب شده سر مردان زیادی کلاه برود. مهریه تا 110 سکه ضمانت زندانی کردن شما را دارد و بالاتر از آن را هم در واقع قانون از طریق تعقیب و مصادره اموال در صورت رسیدن ارث یا بدست آوردن مال از شما میگیرد. پس اشتباه نکنید و مهریه بالا را قبول نکنید. بهترین حالت 14 سکه و پایین تر است. دلیل آن را در آیتم های بعدی توضیح خواهیم داد.

    3-      وقتی شما با یک دختر خانم ازدواج میکنید در شناسنامه شما قبل از نام همسرتان کلمه ی دوشیزه نوشته می شود. فرض کنیم که شما خیلی روشنفکر هستید و دوشیزه بودن همسرتان برایتان اهمیت ندارد. ولی باید بدانید قانون بین دختر دوشیزه و غیر دوشیزه تفاوت در میزان مهریه قایل شده است. لذا اگر دختری که با او ازدواج میکنید دوشیزه نباشد کلاه بدی سرتان رفته است . زیرا در صورت جدا شدن از دختر دوشیزه نصف مهریه به آن دختر تعلق می گیرد ولی اگر دوشیزه نباشد مهریه کامل به او تعلق می گیرد و کسی باور نمی کند که شما بکارت او را از بین نبرده اید! متاسفانه خیلی افراد از این بابت سرشان کلاه رفته است.

    4-      خیلی از افراد فکر میکنند در صورتی که زوجه خیانت کند موجب بطلان مهریه زوجه می شود. خدمت دوستان عرض کنیم که حتی زنای محصنه و خیانت علنی زوجه هم مهریه او را حذف نمی کند و در هر صورت مهریه طبق قانون کنونی کشور حق زن است و تحت هیچ شرایطی باطل یا حذف نمی شود. لذا گذاشتن یک شرط در این خصوص برای همه مردان ضروری است.

    5-      همه شما مردان و پسران باید بدانید که مهریه به ارث می رسد. بسیاری از مردان هستند که همسرشان در اثر بیماری یا حادثه فوت شده است و حال خانواده آن زن در حال دریافت مهریه  از داماد بیچاره هستند. این کار سبب بیچارگی و درماندگی مرد بیچاره شده و شانس ازدواج مجدد را از آن بخت برگشته میگیرد. پس یک شرط هم باید در عقدنامه برای این خصوص اضافه شود.

    6-      در عقدنامه های ایرانی شرطی مانند کشورهای غربی وجود دارد که نصف اموال مرد بعد از طلاق به زن تعلق میگیرد که این سوای مهریه است. و این یعنی ما مردان ایرانی علاوه بر حقوقی که مردان غربی به زنان می دهند مهریه هم اضافه داریم و بعلاوه نفقه و حقوق دیگر مالی هم بر گردن مرد فلک زده است . این در حالی است که در کشورهای اروپایی و غربی زن هم در صورت طلاق باید نصف دارایی اش را به مرد بدهد. بنابراین شما می توانید این شرط یا هر یک از شروط دیگر عقدنامه را که مایل نیستید امضا نکنید و آن حق را به زن ندهید یا اگر این شرایط را امضا می کنید مهریه بالای 14 سکه را به هیچ عنوان قبول نکنید.

    7-      حق حبس یکی از حقوق زوجه است و به این معنی است که دختر باکره بعد از عقد تا زمان دریافت کامل مهریه می تواند تمکین نکند و این برای خیلی از پسران در زمان عقد اتفاق می افتد و سبب می شود پسر نتواند همسر خود را به خانه خود ببرد و زوجه حاضر به عروسی نمی شود و قانونا می تواند مرد را موظف کند تا نفقه او را نیز بدهد و نیز هزینه اجاره یک مسکن را باید به زن بپردازد. این بخصوص در زمانی اتفاق می افتد که زوجه در دوران عقد عاشق پسر دیگری می شود و یا خانواده زوجه برای گرفتن امتیاز یا مغلوب کردن داماد این توصیه را به دخترشان میکنند تا داماد را به زانو در آورند. بدیهی است عاقبت یک چنین رفتاری طلاق است و اینجا پسر بیچاره دستش به دختری که با او ازدواج کرده نرسیده مبلغ هنگفتی مهریه را بدهکار می شود. در اینجا پسران باید یک شرط درعقدنامه اضافه کنند که زوجه تعهد می نماید به محض جاری شدن خطبه عقد و علقه زوجیت بدون هیچ شرطی از زوج تمکین نماید و در صورت عدم تمکین بدون وقوع دلایل عسر و حرج و اثبات آن در دادگاه خود را از کلیه حقوق مادی خود من جمله مهریه و نفقه و اجرت المثل محروم و آن را بذل می نماید و زوج حق دارد بدون پرداخت هیچ یک از آنها زوجه را مطلقه نماید.

    8-      گذاشتن شروط در عقدنامه فقط مخصوص زن نیست و مرد هم می تواند در عقدنامه شروط ضمن عقد تعریف کند که این شروط با توجه به وضعیت امروز باید بین مردها حتما نهادینه شود و جا بیفتد:

    الف) چنانچه شرط تعلق گرفتن نصف اموال بعد از طلاق را به زوجه می دهید در انتهای عقدنامه حتما مانند همین شرط را برای مرد نیز مکتوب کنید یعنی زوجه نیز مکلف می شود در صورتی که متقاضی طلاق باشد نصف دارایی خود بعد از ازدواج را به مرد بدهد.

    ب) همان طور که گفته شد زوجه در صورت سوء معاشرت، خیانت به شوهر، اعتیاد ، نازایی و هر مشکل دیگری که داشته باشد  و موجب عسر و حرج زوج گردد باز هم مستحق مهریه است لذا باید شروطی درانتهای عقدنامه توسط مرد اضافه شود که در صورت وقوع هر یک از شروط فوق زوجه تمام حقوق خود من جمله مهریه ، نفقه و اجرت المثل را به طور کامل بذل می نماید و هیچ گونه ادعا یا رجوعی به آن نخواهد داشت. ( با توجه به فراوانی زیاد دوست پسر گرفتن زنان و خیانت های آنها در این زمانه در ایران گذاشتن این شرط خیلی مهم و ضروری است)

    ج) شرطی درعقدنامه اضافه شود که در صورت فوت زوجه در هر زمان چه بعد از علقه زوجیت و چه در صورت فوت او بعد از طلاق زوجه الباقی مهریه خود را بذل می نماید و حق مطالبه آن را از تمامی وراث خود سلب می نماید.

    د) همان طور که گفته شد زمان قابل دریافت مهریه بلافاصله بعد ازعقد از حقوق زوجه است مخصوصا اگر عبارت عندالمطالبه درعقدنامه  نوشته شده باشد که گفته شد مرد می تواند از نوشتن عندالمطالبه جلوگیری نماید. و زوجه بلافاصله بعد از عقد می تواند مهریه خود را به اجرا بگذارد. ضمنا با توجه به اینکه قوانین یکی پس از دیگری در ایران در حال ضایع کردن حقوق شرعی مردان هستند و زنها در ایران حقوق زیادی بخصوص در حیطه خانواده دارند که با تمام کشورهای اسلامی دنیا متفاوت و متناقض است و بر حقوق مرد می چربد، لذا توصیه اکید می شود زیربار مهریه بالاتر از 14 سکه نروید حتی اگر برای همیشه مجرد بمانید زیرا شک نکنید در زندگی های امروزی احتمال شکست زندگی بالای 80 درصد است و عده زنانی که به شوهرشان خیانت جنسی می کنند از نصف بیشتر است.

    د) همان طور که گفته شد در زمان عقد سردفترها عبارت دوشیزه را قبل از نام زوجه می نویسند بدون اینکه هیچ گواهی مبنی بر دوشیزه بودن (باکره بودن) وی وجود داشته باشد. در اینجا متاسفانه قانون و سردفترها به مردان اجحاف میکنند و باید در آزمایشات ازدواج حتما گواهی بکارت از پزشکی قانونی هم ضمیمه باشد. ولی شما می توانید از زوجه بخواهید که گواهی بکارت خود را در زمان عقد همراه داشته باشد. زیرا مهریه یک دختر دوشیزه با کسی که دوشیزه نباشد متفاوت است و شما نمی دانید چه آینده ای خواهید داشت. طلاق و مشکلات پس از ازدواج و یا فریبکاری در ازدواج خیلی غیر قابل پیش بینی اتفاق می افتند و اغلب مواقع راه اثبات قانونی ندارند و شما را پیر می کنند!

    هـ)پسران باید یک شرط درعقدنامه اضافه کنند که زوجه تعهد می نماید به محض جاری شدن خطبه عقد و علقه زوجیت بدون هیچ شرطی از زوج تمکین نماید و در صورت عدم تمکین بدون وقوع دلایل عسر و حرج و اثبات آن در دادگاه خود را از کلیه حقوق مادی خود من جمله مهریه و نفقه و اجرت المثل محروم و آن را بذل می نماید و زوج حق دارد بدون پرداخت هیچ یک از آنها زوجه را مطلقه نماید.اهمیت این شرط بالاست و می تواند جلوی بی مسئولیتی یک زن و بی مسئولیتی قانون مدنی در مقابل عدم تمکین زن را در تمام دوران زندگی مشترک بگیرد و سبب تحکیم بیشتر زندگی شود و جلوی اخاذی های زنان اخاذ را بگیرد.

    فراموش نکنید در دنیای امروز هیچ کس مثل خود شما نمی تواند از انسانیت و حقوق شما دفاع کند و بخصوص با موجی که در دنیا به راه افتاده مردان باید به طور جد به فکر خودشان باشند.

    ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۹۶ ، ۰۹:۱۳
    میلاد حمیدی

    شاید زیاد در جامعه شنیده باشیم که قانون یک طرفه با مردان است و برای زنان اختیاری قائل نشده است و این همیشه موضوع بحث محافل خبرنگاری ، سایت های خبری و حقوقی است که امروزه بدجوری هم توسط زنان بلوکه و اشغال شده است. در این میان صدایی که شنیده نمی شود صدای مردان است.

    گویی جامعه در خوابی عمیق فرو رفته و مشکلات اقتصادی و سیاسی آنقدر همه را مشغول به خود کرده که کسی متوجه این نیست که بودن قدرت مطلق در دست مردان افسانه ای بیش نیست و به لطف مردان ساده انگاری که بیشتر کرسی های قانوگذاری را اشغال کرده اند، نه تنها قدرت مطلق در دست مردان نیست بلکه باید فکری هم به حال مردان بیچاره کرد.

    تقریبا تمامی حقوق شرعی مردان توسط کلک شرعی و یا رجوع به عرف حاکم بر جامعه یا استناد به الحاقیه های قوانین بین المللی از میان برداشته شده و یا بی اثر شده است.

    زمانی که قدرت مطلقی مانند مهریه وجود دارد، حق طلاق ناقابل چیزی نیست وقتی که قانون چشمش را بر نشوز زن و عدم تمکین او می بندد و او را صرفا از نفقه محرم می کند! آن هم در روزگاری که منع اشتغال و منع تحصیل زوجه که ناشزه است توسط شوهر امکان پذیر نمی باشد و دخالت ها و حمایت های مادر عروس و خانواده احساسی یا سرکش او بر شعله های این آتش می افزاید.

    امروزه دختران زیادی با استفاده از همین حربه برای فرار از اذن پدر و آزاد شدن تن به ازدواج با پسری را می دهند و پس از مدتی با عدم تمکین و از بین رفتن بکارت خود مهریه های خود را از پسر قربانی می گیرند و به خوشگذارنی مشغول می شوند. یا با دوست پسر سابق خود رابطه برقرار می کند و یا آزادانه به هرزگی می پردازند و مهریه ای را که حال به صورت قسطی یا نقدی از شوهر بدبخت می گیرند خرج عیاشی ها خود می کنند و با تحصیل و کار و گسترش حضور اجتماعی ، خود را در معرض اغیار قرار داده و به ریش پدر و شوهر خود می خندند.

    و اینجا این قانون ناقص نه تنها چشم بر روی روابط آزاد زن بسته و راه اثباتی هم معمولا وجود ندارد، بلکه شوهر بیچاره راهی هم مانند جلوگیری از اشتغال و تحصیل یا ایجاد هر گونه محدودیت برای برگرداندن او  و یا پیشمان کردن او ندارد و باید مهریه زنی را بپردازد که قانونا طلاق نگرفته ولی عملا از طلاق هم آزادی های بیشتری به دست آورده است. و چه بسیار مردانی که گرفتار این مکر زنانه شده اند. تا کی قانونگذار و سیستم قضایی می خواهد چشمش را بر روی این واقعیت اظهر من الشمس ببندد و تا چه حد میخواهد این گناه و این فساد تداوم یابد و کی می خواهد بساط این اپیدمی برچیده شود.

    این شرایط اغلب خانواده های جدید را درگیر خود کرده و بخش زیادی از نشاط و پویایی،خلاقیت و سازندگی، روحیه دینی و اعتقاد به نظام را از جوانان گرفته است و به شدت از پیشرفت کشور جلوگیری می کند. زنی که دنبال آزادی و ولگردی است و مردی که دنبال نجات است و به امید اینکه مهریه بخشیده شود طلاق نمی دهد و این هر دوی اینها و کل جامعه را به گناه و فساد می کشاند و قربانی اصلی این وضع هم مردان هستند و این ظلمی بزرگ است.

    خداوند رحم کند.

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۳۵
    میلاد حمیدی

    مقوله اعتیاد، درگیری های خیابانی و خشونت های منجر به جرح و قتل ،قتل شوهر،خیانت به شوهر، همجنس بازی،رفتارهای خطرناک جنسی زنان با هم در محیط های مختلف و... به مرز هشدار رسیده است و این نشان می دهد که بر خلاف تصور عموم ، زنان موجودات معصومی نیستند و برابری مورد نظر فمینیست ها حتی در رفتارها و خشونت ها هم نه تنها محقق شده بلکه در حال پیشی گرفتن از مردان است!
    اینها از کمترین عواقب یکسان دیدن زن و مرد و القای خصوصیات مردانه در زنان با تبلیغات پوچ فمینیستی و حمایت دولت ها و سیستم های قانونی از آنها برای رسیدن آنها به مردان است!
    مدت هاست که فمینیست ها با مظلوم نمایی زنان و وحشی نشان دادن مردان به دنبال تصویب قوانین مزخرفی مانند منع خشونت علیه زنان و کودکان هستند که البته اینجا کودکان دستاویزند تا زنان را هم رده با کودکان نشان داده و حس ترحم ایجاد کنند و راحت تر به اهداف شوم خود برسند و لیکن خود خوب می دانند که اینکار سبب رواج خشونت علیه مردان و در نتیجه واکنش مردان و افزایش خشونت علیه خود زنان می شود!
    اما روح فمینیست ها به قدری پلید است که برای خواسته های بیمارگونه و معیوب خود با نفوذ در سیستم های دولتی و قانون گذاری و ان جی او ها دست از خواسته های شیطانی خود بر نمی دارند و البته خیلی از آنها ماموران و مزدوران فکری سیستم های سکولار و سرمایه داری غرب هستند که باید مسیر را برای برنامه های بلند مدت سردمداران غربی خود هموار کنند.
    روح فعالان حقوق زن در تسخیر شیطان است.

    ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۵ ، ۱۰:۰۳
    میلاد حمیدی

    ماه رمضان

    باز هم ماه مبارک رمضان فرا می رسد و ما با دلی آکنده از امید به رحمت الهی و با چشمانی پر از اشک شوق از میهمانی خدا در این روزهای گرم و طاقت فرسا روزه می گیریم و حدود 17 ساعت گشنگی و تشنگی را در این شهر(تهران) پر از دود و شلوغی و ترافیک و آلودگی های صوتی و بصری و شهری که اگر پر از گناه نباشد لیکن از گناه کم ندارد تحمل خواهیم کرد.

    در شلوغی کشنده ی مترو بوی دهان، بوی عرق و تعفن برخی را تحمل خواهیم کرد و کار نکردن سیستم تهویه مترو و عرق ریختن ناشی از تراکم جمعیت و له شدن را تحمل خواهیم کرد و اندک انرژی باقیمانده از ساعت ها جان کندن و کار کردن را هم در مترو از دست خواهیم داد و با تنی خورد و روحی آزرده و اعصابی به هم ریخته به خانه باز خواهیم گشت.

    و این تازه اول راه است، صف طولانی نانوایی، کمبود شیر و لبنیات، گران تر شدن و کمیاب شدن  خرما و سبزی های مورد نیاز از جمله سبزی خوردن، گرانی میوه و مایحتاج که اغلب آن در نتیجه حرص زدن بیش از حد مردم و دندان گردی سود جویان است تنها گوشه ای از مشکلات در این بی حوصلگی ها و خستگی هاست که خود مزید بر علت می شود.

    و نمی دانم آیا خداوند به آه دل دردمندان و روزه داران در این ماه توجه می کند و بلایی را بر جان سودجویان و دلالان  می اندازد که این ماه را به جای ماه نزول برکات به ماه رخت بستن برکات و قحطی و صعود قیمت ها تبدیل می کنند؟!!! سود جویانی که از این ماه الهی و روحانی هم برای سود جویی و مکیدن خون مردم نمی گذرند و رحم و مروتی ندارند!!!

    آیا مسئولین امر می شنوند؟ آیا از ماشین های شاسی بلند کولر دار خود پیاده می شوند تا بین مردم در میان جمعیت له شوند و آیا آنها هم سر سفره  در برخی روزها شیر نخواهد بود؟!!! آیا همسر آنها هم در میان آفتاب ساعت های طولانی در صف نانوایی و سبزی خواهد سوخت تا حال مردم را درک کنند؟!!!

    ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۴۰
    میلاد حمیدی

    ماجرای حقوق زنان در ایران واقعا داستانیست ...

    حقوق زنان

    ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۳۴
    میلاد حمیدی

    از استخدام گسترده زنان در شرایط بیکاری مردان و پسران در جامعه  گرفته ( با توجه به اینکه شرعا و قانونا مردان مسئول تامین مخارج زندگی هستند و بدون آن از تشکیل یا حفظ زندگی عاجزند) تا احترام کاذب و مفرط جامعه به جنس زن و در عین حال تحقیر مردان در صدا و سیما و سایت های خبری ( که مملو از زنهای فمینیست دست اندر کار می باشد) تا دیده نشدن روز پسر و روز مرد در تقویم توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی (در تقویم روز زن تعریف شده است نه روز مادر که سیستمی ضد خانواده می شود که اینجا جنسیت اهمیت می یابد اما به جای روز مرد تعریف شده روز پدر، و در ضمن در تقویم روز دختر داریم در حالی که روز پسر تعریف نشده است و روز جوان هم معمولا به هر دو جنس مصادره می شود)، در نظر گرفتن واگن های اختصاصی به زنان در مترو و اتوبوس و امکان ورود زنان به واگن های مردانه، احترام و مساعدت بیشتر جامعه نسبت به فرزندان دختر و بی توجهی نهادینه شده به مردان و پسران (بی توجهی جامعه به مردان و پسران) و سیاست های منزجر کننده فمینیستی در سیستم های شهرداری و مکانیزه شهری همه و همه سبب سرخوردگی مردان شده است و آنها را به شکلی از انسان بودن و مرد بودن خود بیزار کرده است.

    در این جامعه که زنان آن بد آموزش دیده و مغزشان شستشو داده شده است با برائت از مصونیت هایی که دین در قالب محدودیت هایی برای حمایت از زنان در نظر گرفته است (مثلا حجاب که برای حفاظت از زن است چیزی نظیر بستن کمربند ایمنی یا عدم مجوز ورود به برخی مسیرها در  راهنمایی و رانندگی برای رانندگان میباشد) سعی می کنند که مرد شوند و گاها ظاهر مردانه و خوی مردانه پیدا کنند و مردان برای فرار از خشونت کشنده ای که در جامعه بر علیه آنها به جرم مرد بودن اعمال می شود و جهت پناه بردن به امتیازاتی که جامعه به صرف جنسیت پرستی برای زنان در نظر گرفته است با ظاهر زنانه در اجتماع ظاهر می شوند تا بلکه به آنها رحمی شود!

    عکس های زیر نشانگر پسران دستفروشی است که برای در آوردن لقمه ای نان با در آوردن سر و شکل خود به شکل دختران سعی در جلب ترحم جامعه تبعیض گر به خود دارند که دستگیر می شوند!

    بدتر از همه برخورد بد شهرداری به شکلی بی رحمانه و آنطور که در خبرها شنیده شده ضرب و شتم دستفروشان است و اینکه اینها را سبب مزاحمت رفت و آمد مردم می دانند و آنها را با انواع تراکت ها و بنرهای غلط تبلیغاتی در مترو آماج توهین و تبلیغات منفی قرار می دهند در حالی که اغلب اینها جوانان بیکار و بیچاره ای هستند که دنبال لقمه ای نان برای مادر و یا همسر یا خواهر خود هستند!

    شهرداری در حالی که انواع و اقسام کارها و اشتغالها به شکل مستقیم و غیر مستقیم را برای زنان ایجاد کرده است و حتی آنها را در بازارچه ها و فروشگاه های شهروند و بازارچه هایی که برای فروش مصنوعات زنان ایجاد کرده مشغول نموده است، اغلب بخش های اداری و مدیریت شهری، بخش های تبلیغاتی و فرهنگی و غیره ... را به زنان سپرده است ،در عین حال نسبت به مردان کاملا بی تفاوت و سخت گیر است و نه تنها برای آنها کاری نمی کند بلکه بدترین خشونت ها را هم به آنها اعمال می نماید.

    و صد البته شهرداری اصلا به فکر مزاحمت برای عبور و مرور مردم نیست که با انگ سد معبر اینها را آماج خشونت قرار می دهد چون اگر نگران این موضوع بود انواع و اقسام تیرهای برق و تابلو ها و موانع عبوری را که خودش سر راه پیاده روها سبز کرده است جمع می کرد و فکری به حال شلوغی مترو می کرد و تلاشی در جهت کاهش تراکم در تهران انجام می داد. اما شهرداری برای توجیه کار زشت و بی رحمانه خود با این طفل های معصوم و مردان بیچاره بیکار که اقدام به دست فروشی می کنند و به خاطر سیاست های غلط دولت و مسئولان کشور و خود شهرداری بیکار هستند با خشونت هر چه تمام تر رفتار می کند و در عین حال شهردار تهران با بی شرمی تمام پشت تریبون حاضر شده و تهران را شهری مردسالار می خواند!

    پسران دست فروش

    پسران دست فروش

    لینک های مرتبط:

    دختران دست فروش پسر شدند!

    http://tabnak.ir/fa/news/590919

    قالیباف: تهران متاسفانه شهری مردسالار است

    http://isna.ir/fa/news/95022717196

    ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۵ ، ۰۹:۱۹
    میلاد حمیدی

    سایه خود را با تیر زدن

    ما ایرانی ها همیشه به تاریخ خود می بالیم. تاریخ خود را مملو از مهربانی و صلح می دانیم و خود را صاحب فرهنگ و خرد و اندیشه می دانیم و باز به لطف خدا همگی علامه دهر بوده و در هر موردی صاحب نظر هستیم. اگر از جمیع صفاتی که بالاتر اشاره شده بگذریم درخواست می شود  با در نظر گرفتن 2 نکته و بدون هیچ پیش دواری این مطلب کوتاه را مطالعه کنید.

    نکته اول: نگاه ما در این تحلیل کوتاه نگاه شخصی است بی طرف که نه به تاریخ و سنت ایرانی تکیه دارد و نه مسایل شرعی (فکر کنید یک شخص صرفا یکتا پرست هستم که ایرانی هم نیستم)

    نکته دوم: نگاه خود را در قضاوت در مورد این نوشته دخیل نکنید (یعنی از دید یک ایرانی متعصب به ایران باستان و یا متعصب به دین و مذهب اسلام قضاوت نکنید)

    نگاهی به گذشته:

    ما در زمان پادشاهان ایران باستان به نقاط زیادی لشکر کشی کردیم حتی در زمان کورش هم هر چند در خیلی جاها سعی شده از خونریزی اجتناب شود اما کم و بیش کشور گشایی ها و جنگ هایی داشته ایم. در زمینه داخلی تقریبا ما همیشه خاین به حکومت ها و شاهان خود بوده ایم. اگر تاریخ را مطالعه کنید اغلب شاهان ایران در نتیجه خیانت مردم کشته شده اند. بنابراین ما ملت صلح طلبی نبوده ایم.

    نگاهی به حال:

    برای این مورد ما وارد حیطه سیاسی نمی شویم و اصلا کاری به آن نداریم در این زمینه همه صاحب نظر هستند و کلا امکان اظهار نظر هم وجود ندارد قضاوت در این مورد را به خود عزیزان واگذار می کنیم.

    اما در مقوله اجتماعی شما را دعوت می کنیم به قضاوت ها و نظرات و هجمه هایی که در فضای مجازی نسبت به افراد سیاسی مختلف، به مجریانی که از آنها انتقاد می شود، شخصی که خطایی می کند و مثلا یک مجری که در یک برنامه زنده تلوزیونی یک اشتباه را سهوا مرتکب می شود بیفکنید.

    یا به شبکه های اجتماعی بروید.

    فضای خیابان را بنگرید. غالبا انتقادات تند،برخورد ها تند، پیش فرض های منفی، تقاضاهای اشد مجازات، تقاضای ممنوع التصویری برای مجری که اشتباه سهوی داشته و ...

    پیوسته میل به زیر کشیدن، حسادت، نابود کردن،عزل کردن و کله پا کردن را کمتر کسی است که در خوی مردم ایران بخصوص امروزی ندیده باشد. بعنوان نمونه توصیه می شود به مطلبی در سایت الف و نظرات پیرامون آقای فرزاد حسنی مراجعه فرمایید که نمونه ای است از خیل عظیمی از مختصری که بیان شد. (+++شایسته زرشک طلایی)

    اینجانب به شخصه به این نتیجه نرسیده ام که اینکه گفته می شود ما همیشه انسان های رئوف و صلح طلبی بوده ایم به کجا بر می گردد!؟!

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۰۰
    میلاد حمیدی

    تب تورم

    چند روز پیش در اخبار خوانده شد که صنف مرغداران برای پایین بودن قیمت مرغ و تخم مرغ با تجمعی اعتراض کرده اند! ما قبلا در این سایت از مضرات صنفی شدن شغل ها و وجود اتحادیه های اصناف صحبت کردیم.

    (در صورت تمایل می توانید با کلیک روی علامت مثبت به آن مطلب بروید... ++++ لزوم امحای تشکلات صنفی غیر مردمی)

    هدف از بیان این مطلب صرفا اشاره به آن اتحادیه و صنف نیست بلکه منظور این است که اگر چنانچه شما به هر قشری و هر صنفی مراجعه کنید و پای حرف آنها بنشینید تقاضای بالارفتن نرخ خدمات یا محصولات خودشان را دارند. مثلا شرکت های حمل و نقل، شرکت های بیمه، محصولات غذایی، پوشاک، رانندگان اتوبوس و تاکسی،صنف پزشکان و  ...

    و جالبتر اینجاست که همگی ما از گرانی می نالیم. این انکار ناپذیر است که بخش زیادی از این گرانی ناشی از تورم و ضعف مشهود اقتصاد کشور است که سالهاست به صورت غیر علمی و توسط افراد ناشایست اداره شده و به این روز افتاده است اما این نکته که هر سال بعد از تعطیلات نوروز یا در ایام خاصی که محصولی بیشترین بازار خرید را دارد شروع به گران شدن می کند تنها در چهار چوب تب تورم و بار روانی و زیاده خواهی اصناف مختلف قابل توجیه است چون نه به نرخ دلار ارتباط دارد و نه به تجارت و نوسانات بین الملل و نه هیچ چیز دیگر. همه ما توقع داریم که بعد از تعطیلات نوروز همه چیز گران شود،شب عید کالاهای مورد نیاز گران شود، ماه رمضان خرما گران و شیر کمیاب شود، سبزی خوردن نایاب و گران شود و ...

    این ها را خود ما هر کدام به عنوان صنفی از جامعه می خواهیم و جالب اینجاست که همه ما از گران شدن نالانیم در حالی که همه ما در یک مشارکت همگانی برای بالابردن گرانی و تورم هستیم!

    بخش زیادی از این مشکلات بخاطر وجود این دندان گردی ها و زیاده خواهی هایی است که خود ما بخشی از آن را تشکیل می دهیم.

    نکته دیگر این است که به محض گران شدن یک محصول استقبال از آن به شدت بالا می رود و سود افراد سرمایه دار و سود جو را چندین برابر می کند. به نظر می رسد ایران تنها کشوری از دنیاست که به محض گران شدن یک کالا مردم تصور میکنند که نایاب شده و رقابت در خرید می کنند در حالی که گران شدن یک کالا در اروپا یا هر کشوری با تحریم مردم و نخریدن آن کالا و تسلیم افراد سودی جوی صنف مربوط به آن روبرو می شود.

    نگاهی به وضع فجیع اقتصاد کشور نشان می دهد بخش زیادی از مشکلات اقتصادی حاکم بر کشور بخاطر ذهنیات و فرهنگ غلط جا افتاده در بین مردم و صنوف مختلف است.

    تا زمانی که مردم خودشان دلشان به حال هم نسوزد شکی نیست که هیچ مسئولی دلش نخواهد سوخت و فراموش نکنیم آن مسئول هم شخصی است مانند همه ما و از بین خود ما بیرون می آید. بنابراین وضعیت هر کشور در دنیا نمودی از مردم خود آن کشور است و وقتی مردم خوب نباشند مسئولین آنها هم خوب نخواهد بود.

    خداوند قومی را که در جهت اصلاح امور خود تلاش نکند هیچ گاه هدایت و کمک نخواهد کرد و این چیزی است که در جای جای آیات قرآن می توان دانست.

    ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۸:۵۷
    میلاد حمیدی

    زنان مدرن



    نویسنده در این مقاله با توصیف نحوه تفکر و رفتار زنان مدرن با مردان، خواننده را به شناخت بهتر از زنان امروزی می رساند و به او انگیزه لازم برای شناخت بیشتر و بهتر جنسیت زن و علی الخصوص زن امروزی می بخشد. رامین مهر آیینی نوشت:

    شجره مدرنیته از وقتی که سایه نه چندان مبارکش را بر سر بشر گستراند گرچه از لحاظ مادی میوه های شیرینی داد ولی از لحاظ معنوی جز بر تلخ هیچ ثمر نداد از جمله فضیحت هایی که مدرنیته به بار آورد کشاندن زنان از خانه ها و سراها به کارخانجات و ادارات بود و زنان که تا دیروز در پناهگاه خانه در امن و امان بودند و مردان نیز دور از آنها در امن و امان به سر می بردند ، با شروع مدرنیته و انقلاب صنعتی چونان زنبورانی که در کندویشان آتش اندازند از خانه خارج شدند و هر چه بر سر راه دیدند نیش خویش را نثارش کردند(نیش نه از سر کین است بلکه اقتضای طبیعتش این است) ، زنان که در خانه به تربیت فرزند و امور خانه و خانواده مشغول بودند، ناگهان هوس مرد شدن به سرشان زد و ابه بیرون خانه گریختند و همین امر سرآغاز خانه خرابی خانه و خانواده شد. زنان در هر اداره یا کارخانه و یا هر نهاد دیگری که وارد شدند ارمغانشان فساد بود و بی بند و باری. مردان که زنان همکار خود را از زنان اصلی خود بیشتر می دیدند رو به این زنان آوردند و زنان نیز که دیگر در حریم خانه و خانواده نبودند چشم و گوششان باز شد و بر ایام در خانه هدر داده تاسف ها خوردند و تأسرها نمودند و بر آن شدند که قضای آنچه از آنان فوت شده است را دو چندان بجا آورند. زنان مدرن دیگر نه به فرزندانشان وقعی می نهند و نه شوهرانشان برای آنان کوچکترین اهمیتی دارد تنها خودشان را می بینند و خودشان و فقط پول درآوردن برایشان مهم است و پول درآوردن، آنها دایم مراقبند که مبادا هیکل هایشان ، خدایی ناکرده ، از فرم بیفتد و به تبع آن آنها نیز از چشم مردان هیز همکار خود بیفتند. زن های کارمند مدرن تمام هم و غمشان از سویی کار کردن است و پول درآوردن و از سویی دیگر در خیابان ها و پاساژها راه افتادن و ولگردی و خرج کردن و مصرف کردن. دیگر آنها همی برای مادری و غمی برای تربیت فرزند و کدبانوگری ندارند آنها را دیگر باید کاربانو دانست نه کدبانو . این زن های مدرن کارمند ، آنچه بیش از هر چیز برایشان مهم است رسیدگی به سر و شکلشان و قر و فرشان است . آنها یا ازدواج نمی کنند و یا اگر کنند درصدد آنند که با کوچکترین بهانه ای از شوهر خود جدا شوند تا بتوانند ضمن مطالبه مهریه خود به عشق تازه خود نیز برسند به همین علت است که در دوران مدرن طلاق تا این حد زیاد و سرسام آور شده است . زنان بسیار بی جنبه تر و نیز بسیار ایده آل طلب تر و خود خواه تر از مردانند ، معلوم نیست اگر آنان جای مردان بودند که کاملا در انتخاب همسر خود آزادند چه می کردند، حقیقتا حکمت ضعف زنانه و محدودیت های شرعی آنها اینجا به خوبی مسجل می شود، روانکاوان از جمله فروید ثابت کرده اند که زنان از لحاظ شخصیت و ساختار اخلاقی ضعیف تر از مردان هستند همچنین کرل گیلیگان در کتاب “با صدایی متفاوت ” از ضعف تفکرات اخلاقی در زنان سخن گفته و مدعی می شود که اخلاقیات در زنان بیشتر ارتباطی است در حالیکه اخلاقیات در مردان بیشتر استقلالی است همچنین معمولا شیوه انجام داوری های اخلاقی زنان پست تر از شیوه داوری مردان می باشد . در واقع شخصیت زنان بیشتر واکنشی است در حالیکه شخصیت مرد بیشتر کنشی است.

    به هر حال این روحیه ایده آل طلبی و نیز بی وفایی و خود خواهی و حقارت وجودی که زنان دارند موجب می شود که با کوچکترین احتمالی که برایشان به وجود آید که می توانند شوهر بهتر یا رفیق بهتر برای خود دست و پا کنند شروع می کنند به بهانه گیری و درصدد جدایی و طلاق بر می آیند به همین جهت است که حدود ۷۵ درصد در خواست های طلاق در اروپا از سوی زنان ارائه می شود و آنها هستند که پیشگام جدایی می شوند. شاید به همین جهت باشد که اسلام حق طلاق را به مرد داده است زیرا می دانسته این زن ها چه چیزهای ناقص الوجود حقیر و کم جنبه ای هستند که ظرفیت چیزی را ندارند و به هیچ وجه نباید به آنها مجال زیاد تر از سعه وجودیشان داد داد که اگر مجال یابند جز فساد در ارض کاری نمی کنند، همانطور که در غرب نیز همین کار را کردند.

    زنان بیش از هر چیز به جلوه گری و خود نمایی علاقه دارند و هر خریدار بهتری که برای زیبایشان پیدا شود بدون هیچ احساس انسانی از شوهر یا عاشق سابق خود جدا می شوند و به آغوش خریدار جدید تر که پول و موقعیت بهتری دارد می افتند . همانطور که بیان شد شخصیت زنان واکنشی است پس طبیعی است با کوچکترین کنشی ُ واکنش نشان دهند و پشت پا به همه چیز زنند. آنچه زنها بیشتر از هر چیز برایشان اهمیت دارد ثروت و شهوت است و هر جا اینها مهیا باشد کوچکترین تردیدی در خیانت به خود راه نمی دهند. حقیقتا زنها بسیار نفس پرست تر و نیز جزیی نگر تر از مردان هستند، البته این جزیی نگری ناشی از همان خود پرستی است. تمام دنیای زنان از خودشان فراتر نمی رود برای همین است که در میان زنان یک مصلح که فکر اصلاح جامعه باشد ظهور نکرده و اکنون که بسیاری از زنان نیز تحصیلات عالیه دارند و باید دنیایشان بزرگتر می شد اما متاسفانه این دنیا فراتر از فعالیتهای فمنیستی نرفته است. و این خود دلیل دیگری بر سعه وجودی کمتر زنان از مردان است.

    به هر روی حقیقتا زن ها را باید چونان آتشی دانست که از دور جلوه و جمالشان آدم را خیره و فریفته می سازد ولی نزدیکشان که شوی تا اعماق وجودت را می سوزانند .و متاسفانه در دوران مدرن آنها بد و حقیر نیز شده اند .

    زنان مدرن به حدی حقیر و بهتر بگویم دریده و لجاره شده اند که اطاعت از شوهر را ، که تمام وقت و وجودش را صرف زن و زندگیش می کند، مایه ننگ و عار خود می پندارند حال آنکه این سرکارهای علیه ناقص الوجود برای اینکه بر سرکار و شغل خود بمانند و یا ارتقای شغلی پیدا کنند و به جاه و مقام و پولی برسند حاضرند به هر فرمان رییس خود گوش دهند و حتی حاضرند تن فروشی نیز کنند و هر دستور دیگری هم که رییسشان داد اطاعت کنند. (البته این در ابتدای کار است و بدین وسیله زنها می خواهند جایگاه خود را محکم کنند) اما متاسفانه این زنها فرمان شوهر را مایه ننگ می دانند . حال چگونه است که اطاعت از رییس ولو به قیمت بی حیثیت و بی شرافت شدن خوب است ولی اطاعت از شوهر بد است امری است که بر ما پوشیده است. آشپزی و بچه داری و خانه داری بد است اما برای جلب رضایت همکاران مرد لاس مجبوری زدن خوب است و پسندیده!

    متاسفانه مردان روشنفکر ، یا بهتر بگوییم مردنمایان زن صفت و مخنث دوران مدرن نیز که در محیط کار دور از زنانشان بودند به حضور این زنان افسار دریده ، روز به روز دامن زدند و کاسه داغ تر از آش و دایه مهربان تر از مادر شدند و مدافع حقوق زنان شده و به ستایش زنان مدرن مشغول شدند ، غافل از آنکه این زنان اگر به آنها بها می دهند چون اول کارست و برای اینکه خودشان را جابیاندازند احتیاج به این پا دادن ها دارند ولی اگر کمی جایشان محکم شود کاری با مردها خواهند کرد که خودشان هم نفهمند از کجا خورده اند و این عین اتفاقی است که در غرب افتاده است، به هر روی این مردان عیاش و ساده لوح روز به روز شرایط را برای حضور زنان مساعدتر می کنند در واقع این زنان کارمند حکم زن همراه این مردان روشنفکر رجاله را پیدا کردند. این مردان به اصطلاح روشنفکر احمقترین قشر جامعه ما هستند و خدا را شکر که ما از این به اصطلاح روشنفکرهای مایه ننگ نیستم.

    به هر روی حضور افسار گسیخته زنان در هر گوشه و کنار و در هر سوراخی موجب گسترش فساد و بی بند و باری در جامعه و نیز اضمحلال خانواده شد . متاسفانه در جامعه ما دیگر مردان اهمیتی به اینکه زنانشان در کجا و چگونه کار می کنند نمی دهند و آنچه برای آنها اهمیت دارد کسب پول از راه کار کردن زنانشان هست در حالیکه کار کردن زن در بیرون از خانه در شرایط فعلی برای مرد باید نوعی بی غیرتی و ناموس فروشی تلقی کرد ـ هر چند در جامعه مدرن دیگر ناموس فروش بودن یا لکاته و هرزه بودن بد نیست و نه تنها بد نیست بلکه مایه مباهات و نشان روشنفکری نیز هست ـ امروزه فساد در بسیاری از دستگاه ها و نهادها که زنان در آن حضور دارند به اوج خود رسیده است . البته هستند هنوز مردانی که دوست ندارند زنانشان و دخترانشان کار کنند اما متاسفانه حریف زنان و دختران نمی شوند زیرا دیگر زنان این مردان را داخل آدم حساب نمی کنند که بخواهند حرف آنها را بشنوند و مردها نیز دیگر مرد نیستند که کسی بخواهد از آنان حساب ببرد و به قول نیچه زنان تنها زمانی حاضرند که زنانگی خودشان را نشان دهند که بدانند با مرد حقیقی طرفند. در حالیکه در شرایط فعلی که در جامعه و جهان ما مردان تبدیل به نامردان شده اند طبیعی است که زن ها از آنان فرمان نبرند مخصوصا اکنون که سطح تحصیلات زنان از مردان نیز بالاتر رفته است و به طبع آن درآمدشان و از همه مهمتر سطح منزلت اجتماعیشان بالاتر رفته پس توقع احترام و اطاعت از چنین زنانی احمقانه است. و این زنان هستند که بر مردها تسلط دارند و فرمان می رانند امروز دیگر زنان قوام مردها شده اند النساء قوامون علی الرجال زنان امروز دیگر ضعیفه نیستند بلکه قویه شده اند و مردانند که ضعیفه هایی هستند که هر چه آن قویه های لکاته بگویند باید بکنند و به هر ساز آنها باید برقصند.

    متاسفانه در جامعه ما حتی نهادهایی که باید مدافع سنت باشند امروز جلوی زنها کم آورده اند و دهان بسته اند روحانیت خود یکی از این گروه هاست که متاسفانه بجای دفاع از مرد سالاری پسندیده و غیر ستمگرانه و بهتر بگوییم جوانمرد سالاری، امروز کارشان شده است دستمال کشی برای زنان و تمامی متون مقدس را به نفع زنان تفسیر می کنند و ازدواج موقت و تعدد زوجات که از امتیازاتی است که اسلام به مردان داده و خود بیانگر برتری مرد بر زن از نظر خداوند است را به انحای مختلف زیر سئوال می برند و یا هزار تبصره و شرط برایش می گذارند. این آخوندهای ترسو متوجه نیستند که اساسا پدر و مرد معادل زمینی خدا می باشد و زن معادل ماده و بی خدایی. و امکان ندارد در جامعه یی مادر و زن سالار بتوان به خدا معتقد بود همانطور که امکان ندارد در جامعه ای ماده پرست بتوان سخن از مرد و پدر محوری گفت.

    متاسفانه در جامعه ما وضعیت به گونه ای شده که زنان هم امکانات و امتیازاتی که اسلام به آنها داده را مطالبه می کنند و هم امتیازات و امکاناتی که غرب به زنان داده؛ برای مثال زنان ایرانی هم مهریه بالا می خواهند هم خواهان حق طلاقند غافل از اینکه اگر ما مسلمانیم که دیگر نباید سخن از حق طلاق برای زنان بگوییم و اگر غربی هستیم نیز نباید سخن از مهریه به میان آوریم چونکه در نظام های حقوقی غرب زن از مهریه برخوردار نیست زیرا از نظر آنان ازدواج لذتی دو طرفه است و دلیلی ندارد که مرد بابت لذتی که می برد پول بدهد و زن بابت لذتی که عایدش می شود پولی هم بگیرد و این می شود دادن باج سبیل به زنها و عین ظلم به مرد است. همچنین در بسیاری از خانواده ها زنان از مرد می خواهند که در امور خانه داری دخالت کند و نصف کارهای خانه را او انجام دهد حال آنکه وقتی خود به سر کار میروند و پولی کسب می کنند حاضر نیستند در خانواده خرج کنند زیرا معتقدند از نظر اسلام وظیفه تامین مخارج خانواده با مرد است. همچنین دختران در کشور ما از انجام خدمت سربازی معافند ولی هیچ کدام از آنها خواهان رفتن به سربازی نیستند و آن را حق خود نمی دانند زیرا این حق توام با زحمت است اما زمانی که کسی بخواهد به پسران به دلیل اینکه به سربازی می روند و دو سال از زندگی و درس خواندن عقب می افتند سهمیه ای در دانشگاه دهد فوری صدای این فمنیست ها بلند می شود که حق زنان پایمال شد و حقوق زنان ضایع گشت و از این مزخرفات که متاسفانه مردان خودنمای زن ذلیل و زن صفت نیز فوری عقب نشینی می کنند و این عقب نشینی را نشان روشنفکری خود می دانند حال آنکه نشان ضعف و زبونی و بی غیرتی آنان است و لاغیر . البته این منت کش های  زنان نمی دانند که اگر زنان مجال یابند تمام مردان را حذف خوهند کرد؛ چندی پیش در مقاله یی تحت عنوان ” پایان کار مرد آمریکایی ” خواندم که زنها هر گاه ریاست یابند میل زیادی به حذف مردها دارند چنانکه امروز ۷۰ درصد بیکاران آمریکایی را مردان تشکیل می دهند همچنین در مقاله دیگری تحت عنوان ” دنیایی در نبود پدر ” خواندم که امروزه در خانواده های آمریکایی پدران و مردان در خانواده هایشان به موجوداتی فرعی دست دوم و به اصطلاح خودم زیر پای زنشان تبدیل شده اند و دیگر کمترین احترامی در خانواده شان ندارند و جالب است که بدانیم یکی از عوامل شیوع همجنس بازی در میان پسران بنا به نظر فروید وجود مردان ضعیف و زنان قوی در خانواده است که عامل اصلی در افزایش میل پسربچه ها به همجنسشان است.

    به هر تقدیر این حقارت پدر و این تحقیر مرد را باید از چشم مردان زن صفت و پست فطرتی دید که فریب ظاهر خوب و زبان نرم زنان این دشنام خدا به انسان این بزرگترین خلل و روزنه در کار خدا و این فضله های آفرینش این موجوداتی که حد فاصل انسان و حیوانند را خوردند. ضرب المثلی آلمانی وجود دارد که می گوید زن آخرین حیوانی است که توسط مرد اهلی شد اما گویا این را هم باید بدان اضافه کرد که از قرار معلوم زن اولین حیوانی است که پس از اهلی شدن دوباره وحشی شد.

    از دیگر فضایح مدرنیته این بود که زنان افسار پاره کرده در لوای جریانات فمنیستی به جعل فضیلت و کشف استعداد های مسخره و دروغین برای خود پرداختند و زنان را از نظر استعداد همسان مرد و حتی گاهی برتر از مرد دانستند. این دروغ ها و اکاذیب روز به روز گسترش یافت و کسی را یارای مقاوت در برابر آن نبود، زیرا این زنان، دهن دریده هایی بودند که با جنجال گری و غوغا سالاری و در جاهایی نیز مظلوم نمایی کار خود را پیش می بردند و کسی حریف آنان نمی شد. کسی جرات نداشت به آنان بگوید اگر زن و مرد برابرند و هر دو استعداد یکسان دارند چرا یک پیامبر تاکنون از میان زنان بر نخاسته است؟ چرا یک فیلسوف بزرگ زن، از سقراط و افلاطون و ابن سینا گرفته تا هایدگر و ویتگنشتاین، نداریم؟ چرا یک جامعه شناس بزرگ زن، از اگوست کنت و دورکیم گرفته تا گیدنز، نداریم؟ چرا حتی یک هنرمند بزرگ زن هم شان مولوی و حافظ و یا بتهوون و موتزارد و پیکاسو و ونگوک و… نداریم؟ چرا حتی یک فیزیکدان و ریاضی دان بزرگ زن که هم شان نیوتن و انیشتن و ماکس پلانگ باشد نداریم؟ شما که مدعی هستید زن و مرد برابرند چرا پس از این برابری در عالم واقع خود را نشان نداده است؟ چرا همین اکنون هم که شمار زنان تحصیلکرده بسیار شده است و در رشته های مختلف فعالیت دارند هنوز هم استعداد برتر مردانند؟

    حقیقتا باید اذعان کرد زن ها از مردها پایین ترند و مردها واقعا بالاتر می باشند . این واقعیت را زنان باید بپذیرند. زیرا اساس جامعه و اساس خانواده بر بالاتر بودن مرد بر زن قرار دارد ، اگر چه بالاتر بودن به معنای ستمگری و ظلم کردن نیست ، و اگر این توازن قوا به هم بخورد نتیجه اش چیزی جز انحطاط اخلاقی جامعه و فروپاشی خانواده نخواهد بود . گرچه به این نکته نیز باید اذعان کرد که در دوران مدرن دیگر مرد و مردانگی به معنای حقیقی آن وجود ندارد و مردان بیش از هر چیز در پی آن هستند تا زنی خوشگل و پولدار و تحصیلکرده پیدا کنند و خود در خیابان و شهر و همه جا دنبال آن زن راه بیفتند و یا در اتوموبیل مدل بالای زنشان کنار دست زنشان بنشینند و به دیگر مردها پز دهند که ببینید ما چه زن خوشگل و پولدار و مدرنی داریم و شما ندارید ، پس حسرت بخورید . همچنین به تازگی مد شده است که پسران به سراغ دخترانی که سنشان بیشتر از خودشان است و یا دارای مدرک تحصیلی بالاتر از خودشان هستند می روند و با آنها ازدواج می کنند و بعد هم افتخار می کنند که مثلا ما زن دکتر داریم، در حالیکه خودشان دیپلم هم به زور دارند ، و ببینید ما شب ها روی یک خانم دکتر می خوابیم ببینید ما چه مردان بزرگی هستیم دلتان بسوزد .

    مردهای بی صفتی که به دنبال آن هستند تا اعتبار و احترام خود را از سواد زنشان یا ثروت زنشان کسب کنند. مردهای مدرن را دیگر نباید مرد دانست بلکه آنان را باید زنان خایه دار برشمرد که امروزه از سر ترس و بی وجودی و خاک به سری حتی بیش از زنان مدافع حقوق زنان شده اند و به خایه مالی آنان مشغولند و بعید نیست برای اینکه اصل تساوی زن و مرد را رعایت کنند شب ها خود دراز کش بیفتند و به زن هایشان بگویند من کارم را کردم حالا نوبت توست زیرا زن و مرد باید در همه چیز برابر و مثل هم باشند و بدین ترتیب زیر زنهایشان بخوابند و زن زنهایشان شوند .

    به هر تقدیر گفتن این دست مسایل بحث ما را به درازا می کشد اما به نظر می رسد صلاح دنیا و آخرت خانواده و جامعه در آنست که زنها دست از سر کارهای مردانه بردارند و به جای درآوردن اداهای مردانه ، که به قول فروید انجام اینجور کارها توسط زنان ناشی از عقده اختگی است و هر زنی که بیشتر ادای مردها را درآورد عقده اختگی بیشترش است، سراغ خانه و خانواده شان روند که صلاح آنها و همه جامعه و از همه مهمتر فرزندان و کودکان، که بیش از هر چیز محتاج مهر مادری اند، در این است. همچنین بهتر است مردان و پدران یا بهتر بگوییم مذکران مرد ما نیز دست از این بی صفتی و رجاله گری بردارند و و دخترها و زنهایشان را مهار کنند، هر چند که ممکن است بسیاری از آنان، امروز بر اثر تبلیغات فمنیستی ، دهن پاره و دریده شده باشند. اما به هر روی بهتر است که مردان و پدران بیش از این از خود دنائت و نامردی به خرج ندهند و بی عرضگی و بی خاصیتی خودشان را نشان روشنفکری ندانند. اگر چه با توجه به وضع موجود، شاید دیگر کار از کار گذشته باشد و به قول مرحوم دکتر شریعتی پاپاهای امروزی پپه شده اند و یا به دیگر سخن باباهای امروزی ببو گشته اند و دیگر کاری از دستشان ساخته نیست جز فرمانبرداری و نوکری زنان و دخترانشان . در واقع امروز مردان زن زنان و دخترانشان شده اند. زنان و دخترانی که امروز یا با مظلوم نمایی و گرفتن قیافه حق به جانب و یا با جنجال سالاری و غوغاگری و بی آبروگری می کوشند خر خود را از پل مراد بگذرانند و گام به گام پیشروی نمایند و مردان نیز یا یه خاطر داشتن سودای سوء استفاده جنسی از زنان و یا از ترس آبرویشان دهن به دهن زنهای لجاره و پتیاره نمی کنند گام به گام عقب نشینی می نمایند.

    اما در پایان این جستار کوتاه می گوییم ، زنها باید بدانند همانطور که قدرت جسمانی و فکری مرد ، که شواهد آن را برشمردیم ، بیشتر از زن است و متوسط قد مردان بلند تر از قد زنان است و متوسط استخوان بندی مردان و وزن مردان و بزرگی جمجمه مردان از متوسط اینها در زنان بیشتر است و نیز در رابطه زناشویی و آمیزش جنسی نیز مرد بالاتر است و مرد چیزی بیشتر از زن دارد ، این کمبود زنان را فروید با عنوان عقده اختگی بیان می کند و اساسا در امر آمیزش که مهمترین رکن زندگی زناشویی است این مرد است که مسلط است پس برای داشتن یک زندگی متعادل و معقول نمی توان در امور دیگر زندگی زن بالاتر و برتر و محور باشد بلکه زن ضمن برخورداری از احترام کامل باید مطیع مرد که نباید ستمگر و عوضی باشد، باشد، ماده خوک های فمنیست، اهمیت این مساله یعنی اینکه در ازدواج ، برتری با مرد است را کاملا درک کرده اند از همین روست که آنها معتقدند زنی که با مردی بخوابد گویی با دشمن دست دوستی داده است و به همین دلیل است که جنبش فمنیست در ذات خود یک جنبش همجنس گرایانه است که خواهان اکتفای زنان به زنان و استقلال از مردان است به همین سبب آنها مدعی می شوند که زنان به مردان هیچ احتیاجی ندارند و زن بدون مرد مثل ماهی بدون دوچرخه می باشد و البته آنها راهکارهایی هم برای زنانی که نمی توانند بدون مرد به سر برند قرار داده اند از جمله استفاده از موز و هویچ و دیگر وسایل این چنینی با هزار لطایف الحیل مختلف برای بی نیاز ی از مردها .

    به هر روی به اعتقاد ما و بنا به ادله ای که بیان کردیم در اجتماع و زندگی سالم نیز مرد باید برتری نسبی داشته باشد تا خانواده و جامعه از هم نپاشد و این یک اصل اساسی است زیرا دو پادشاه در اقلیمی نگنجند و دو رییس جمهور نیز در کشوری وجود ندارد . اگر زن و مرد از لحاظ حقوق با هم برابر شوند خانواده از هم خواهد پاشید چنانکه در غرب از هم پاشیده است.

    زنها باید بدانند که اگر تاکنون با آنها مدارا شده فقط به خاطر رعایت جسم ضعیف و عقل ناقصشان بوده است و آنها بهتر است که از این حس خودبرتر بینی احمقانه که دچارش شدند و خود را جنس اول و برتر می پندارند ، جنسی که مردها باید حول محور آنها بچرخند، دست بردارند و به جایگاه اصلیشان برگردند وگرنه مردان ، به ویژه مردان سنتی ایرانی که از امکاناتی مثل تعدد زوجات و ازدواج موقت بهره مندند و نه روشنفکران خایه مال زنان ، بلدند که چگونه آنها را سر جایشان بنشانند.

    به هر روی زنهای فمنیست و مدرن گرچه امروز دست به کار شده اند تا برای خود کرامت سازی و فضیلت تراشی کنند اما اگر این اراجیف و اکاذیبی که می گویند بر فرض محال هم درست باشد ، با این همه ، آنها باید بدانند زن به هر جا که برسد باز جایش زیر مرد است پس بهتر است که زیاد تقلا نکنند و دنیا را به کام خودشان و مردان و فرزندان تلخ نکنند .

    این جستار را با نقل ابیاتی از شیخ اجل سعدی شیرازی به پایان می بریم :


    ز بیگانگان چشم زن کور باد چو بیرون شد از خانه در گور باد
    چو بینی که زن پای بر جای نیست ثبات از خردمندی و رای نیست
    گریز از کفش در دهان نهنگ که مردن به از زندگی به ننگ
    بپوشانش از چشم بیگانه روی و گر نشنود چه زن آنگه چه شوی
    چو زن راه بازار گیرد بزن و گرنه تو در خانه بنشین چو زن

    ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۵ ، ۰۹:۰۵
    میلاد حمیدی

    اصناف

    همه ما زیاد دیده ایم و شنیده ایم. صنف، اتحادیه های اصناف، تصمیمات صنفی، مصوبات صنفی!
    در این جا ما می خواهیم نشان دهیم مضرات تشکل های صنفی بیش از فواید آن است. البته این به جز تشکل های کارگری و مردمی است که مطالبات آنها سبب پیشرفت کشور می شود.
    تشکل های غیر کارگری که غالبا تامین کننده ها و وارد کنندکان و یا تولید کنندگان را تشکیل می دهد اما بر خلاف تشکلات کارگری به شدت برای دولت و ملت مضر هستند .


    تاثیرات منفی تشکلات صنفی بر زندگی مردم:


    گرانی و ضعف معیشت مردم : تشکلات صنفی سبب میشود تا یک صنف خاص در جهت منافع خود دست به اقداماتی بزند که سایر صنوف و یا مردم عادی را با مشکل مواجه کند و یا منافع آنها را با خطر و تهدید مواجه کند. بعنوان مثال صنف مرتبط با یک کالای خاص اقدام به احتکار یا گران کردن کالای خود کند و یا دولت را طوری مجاب کند یا تحت فشار بگذارد تا سود صنف خود را بالا ببرد و این به شدت معیشت مردم را گرفتار یک صنف خاص می کند که تاثیرات منفی آن را به وضوح در جامعه می توان دید.


    جلوگیری از پیشرفت و از بین بردن فضای رقابتی:بدیهی است وقتی یک صنف به صورت مشترک سازماندهی شود دیگر عملا فضای رقابتی وجود نخواهد داشت و این سبب جلوگیری از پیشرفت و سبب درجا زدن می شود.
    جلوگیری از رقابت بر سر کاهش قیمت ها، جلوگیری از ارایه خدمات جدید و بهتر،جلوگیری از ارایه کالا بدون هماهنگی با تشکل صنفی، جریمه یا توبیخ عضوی از صنف که خدمت جدیدتر و ارزانتری ارایه می دهد و ...


    امکان اعتصاب و تحت فشار قرار دادن دولت و مردم:یک صنف خاص می تواند به راحتی با اعتصاب سبب مشکلاتی شود. اعتصاب های سازماندهی شده و بازتاب سیاسی درگیری دولت و سیستم قضایی با یک صنف می تواند دولت و حاکمیت را وادار کند که تابع آن صنف شود و آن صنف بخصوص اگر تامین کننده خدمات یا کالای اساسی برای مردم باشد.

    پیشنهاد:


    اتحادیه های اصناف غیر مردمی در واقع بازوهای اصلی سیستم سرمایه داری و برده داری هستند. این اتحادیه ها و این اصناف اگر لغو مجوز نشوند و به کار آنها خاتمه داده نشود در آینده علاوه بر مشکلات بالا و نهادینه سازی سیستم ضد اجتماعی، ضد مذهبی و ضد دولتی (دولت را وابسته به اصناف می کند و به جای اینکه دولت آنها را کنترل کند آنها دولت را کنترل خواهند کرد)، مشکلات بزرگتری مثل زمینه کنترل و نفوذ در کشور توسط بیگانگان را نیز فراهم خواهند آورد.
    به خوبی با مطالعه و بازبینی اوضاع حاکم بر جامعه می توان به این مشکلات بالقوه که بسیاری از آنها بالفعل نیز شده اند پی برد.
    اما راهکار برای از بین بردن این مشکل در دو گام می باشد:
    گام نخست امحای تشکلات صنفی غیر مردمی است
    گام دوم تشکیل ستاد های متشکل از مردم و دولت و سیستم قضایی برای نظارت بر فعالیت های آشکار و پنهان اصناف بخصوص اصنافی که خدمات و کالاهای اساسی با آنها در ارتباط است.

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۴ ، ۰۹:۴۴
    میلاد حمیدی

    اشتغال زنان

    اشتغال زنان

    زنان شاغل

    بیکاری مردان

    بیکاری مردان

    گرفتاری مردان

    اشتغال افراطی زنان و استخدام گسترده آنها در سیستم های دولتی و خصوصی

    سبب افزایش بیکاری مردان و از هم پاشیدگی زندگی آنها و عدم امکان ازدواج افراد مجرد شده است

    این موضوع نیازی به اثبات ندارد و از روز هم روشن تر است و آن این است که هر شخص سیاسی و یا اجتماعی که سنگ اشتغال و دادن پست و مقام به زنان را به سینه می زند از خصیصه ای اصلی که همانا دیکتاتوری است برخودار است.
    این اشخاص برای پنهان کردن خوی شیطانی و پلید خود با ژستی روشنفکرانه سعی می کنند با تحریف دین و عقاید بزرگان و تطبیق بیانات خود با دین و اشخاص تحریف شده ای که خود تصویر می کنند خود را موجه جلوه دهند.
    حال سوال این جاست که این اشخاص چرا سعی می کنند بیشتر از زنان استفاده کنند؟
    پاسخ واضح است این اشخاص دنبال مطیعان محض هستند. زیرا در این صورت می توانند خوی دیکتاتوری خود را ارضا کنند. زنان مطیعان خوبی هستند. مدیرانی که دنبال تک نظری و تحمیل نظرات خود هستند همیشه با خلاقیت و انتقاد مخالفند. درست همین اشخاص هستند که طرفدار پر و پا قرص اشتغال و به کرسی های قدرت نشاندن زنان هستند.
    هر دولت و هر سازمان و نهادی که حضور زنان در آن بیشتر است هم فاسد تر است و هم مدیرش دیکتاتور تر است. تعداد زنان یک سازمان دقیقا سنگ محک خوبی برای تشخیص میزان سرکوبگری و دیکتاتوری مدیر آن سازمان است بطوری که هر اندازه زنان بیشتر مدیرش دیکتاتور تر.
    نمونه بارزش را می توان آن دولتی دانست که انتقاد پذیر نبود و اوضای سیاسی و اقتصادی کشور را با خودسری ها و حرف های ناشایستش چندین دهه که چه عرض شود شاید یک قرن به عقب برد.
    اگر بنگریم اوج چاپلوسی و زن ستایی و به کرسی نشاندن زنان در دولت او اتفاق افتاد که حتی دست دولت اصلاحات را هم از پشت بسته بود.
    کار به جایی رسیده بود که تمرد از سخنان رهبری از جانب او برای همه آشکار بود.
    همواره با نزدیک شدن به انتخابات مجلس این گونه چاپلوسی ها به اوج خود می رسد.
    در یک کلام به این ابلهان باید گفت شما که چنین سخن می رانید و قدرت یافتن زنان را سبب کاهش فساد می دانید (که البته عکس آن اثبات شده است) بهتر است خودتان کرسی های قدرت را خالی کنید و آنها را به زنان بسپارید نه اینکه از کیسه خلیفه و از جیب و زندگی مردان زحمتکش این مملکت خرج کنید.
    به امید روزی که مشت های آهنین پیروان ولایت بر دهان شما کوبیده شود و خدای عزوجل رسوایتان کند.

    ۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۴ ، ۰۹:۳۶
    میلاد حمیدی

    زنان و مردان شاغل

    چند ماه قبل برای کاری شخصی چند روزی در یکی از ادارات دولتی که یکی از پر تماس‌ترین ادارات با بدنه مردم است، در رفت و آمد از این اتاق به آن اتاق بودم. غیر از ایده‌های مختلفی که هم برای تسریع و هم برای اثرگذاری روی فکر مردم، به ذهنم می‌رسد، مسائلی دیدم که پیش از این هم تقریبا در ادارات و وزارت‌خانه‌های مختلف دولتی هم می‌دیدم.
    در همه اتاق‌های فراوان اینگونه بود که یک خانم و یک آقا یک در میان قرار گرفته بودند و مشغول کار بودند. و کاملا راحت و صمیمی با هم بگو و بخند می‌کردند. خیلی آزار دهنده بود. تقریبا در هر اتاقی می‌رفتم همین وضع بود. در یکی از اتاق‌ها که کارمند آقا داشت کارم را انجام می‌داد، همزمان به خانم کناری‌اش -که حجاب خوبی هم داشت- پیشنهاد می‌داد که برای تعطیلات با جمعی از دیگران به سفر بروند. و جالب‌تر که خود مرد هم به راحتی می‌گفت که همسرش نیست و می‌تواند راحت سفر کند! نگاه و لحنش، دیگر طاقتم را سر آورد. اگر کسی با همسرم یک هزارم چنین برخوردی را می‌داشت، دهنش را پر از خون می‌کردم. نفس عمیقی کشیدم و مودبانه ولی با جدیت گفتم آقای محترم، این چه طرز حرف زدن با زن مردم است؟ کاری زشتی است. کناری‌هایم با نگاه‌های موافقانه‌شان تایید می‌کردند. مرد عصبانی شد. مودبانه‌ترین حرفش این بود که به تو چه مرتیکه عوضی؟ خانم کارمند هم همراه چندتن از مراجعین به کارمند می‌گفتند آقای فلانی آروم. بعضی‌ هم سعی می‌کردند من را دور کنند. ولی او ادامه می‌داد. کاغذی که برای انجام کارم دستش بود پاره کرد و گفت کارت را انجام نمی‌دهم. من خیلی سعی کردم عصبانی نشوم. آرام گفتم کار من را انجام نده اما رفتارت را درست کن. داشتم میرفتم که برگه را از اول بگیرم به خانم هم گفتم تقصیر شما هم هست که این آقا به خودش جرات چنین برخوردی داده است. بگذریم. یکی دو ساعتی کارم اضافه شد.
    ولی ماجرا خیلی عمیق است. تقریبا در همه ادارات با کم و زیاد چنین برخوردهایی دیده می‌شود. روابط راحت و شوخی و صمیمیت‌های ضد اسلامی و…؛ این وضع ادارات دولتی است و کارمندهایش. فکر کنید اوضاع منشی‌های با «ظاهر برازنده و روابط عمومی بالا» در شرکت‌های خصوصی که پول برای آرایش در محل کار می‌گیرند!!
    مردها که هیچی! اما زن‌ها واقعا چرا اینگونه برخورد می‌کنند؟ آیا چون خیال می‌کنند یک شوهری دارند، می‌توانند آزاد و راحت با نامحرم هم‌کلام شوند؟ یا خیال می‌کنند چون شوهر دارند، دیگر هیچ کس نگاهی به زنانگی ایشان ندارد؟ و مردان دیگر تنها با بعد انسانی آنها کار دارند؟ بگذریم که در عمل این دو بعد به هیچ وجه قابل جدا شدن نیستند. و دستورهای اسلام برای حجاب و عدم اختلاط، تلاش دارد تا آن بعد زنانگی را بپوشاند.
    یک بعد غیر قابل انکارش هم این است که وقتی زن و مردی ۳۰۰ روز از سال را در یک اتاق با هم هستند، و سالها با هم هم کار می‌شوند، اکثریت مطلق به صمیمیت‌ها و برخوردهای کاملا غیر ضروری می‌رسند و نمی‌توانند آن خشکی‌ای که باید در روابط زن و مرد در جامعه باشد را رعایت کنند. بگذریم که وقتی زن برای تفنن، پز دادن و کلاس، و بدتر از همه برای پول مستقل سر کار می‌رود، چنین برخوردهای غیر ضروری لاجرم به برخوردهای غیر انسانی می‌انجامد.
    قطعا باید توهم نزنیم که همه کارمندان ما مریم مقدس و حضرت یوسف‌اند. اساسا اسلام شرایط جامعه را متناسب با سطح پایین ایمان می‌خواهد و نه اولیاء الهی! اینجور نیست که اسلام بگوید جامعه فاسد باشد ولی شما خودتان را حفظ کنید. اسلام می‌گوید خودتان را در هر شرایطی حفظ کنید، ولی بخش زیادی از احکامش برای اصلاح سطح جامعه است تا برای کم ایمان‌ها هم امکان خوب شدن باشد. تا رشد کنند. نگاه تربیتی و انسان‌سازی چنین الزامی را دارد.

    منبع: وبلاگ ایلیا

    ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۴ ، ۰۸:۱۴
    میلاد حمیدی

    دانلود ویدیو

    دانلود ویدیو

    حجت الاسلام فخریان به آمار بالای بیکاری مردان اشاره می کند و اشتغال زنان را باعث بیکاری فزاینده پسران می شمارد که منجر به فاسد شدن پسرها وافزایش دزدی، زورگیری، تجاوز جنسی و اعتیاد میشود. ولی اشتغال دختران یک موضوع غیرالزامی و سرگرم کننده است. ایشان در مورد اختلاط در دانشگاه ها می گوید چرا باید در اوج نیاز جنسی، دختر و پسر با هم مختلط شوند اما از مقطع ابتدایی تاپیش دانشگاهی،تفکیک جنسیتی برقراراست؟

    ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۴ ، ۰۸:۵۶
    میلاد حمیدی

    به نقل از دفتر مشق روزهای زندگی به قلم مهندس هاشمی:

    «توسعه انسانی» اسم فریبنده سازمان ملل متحد برای پایه گذاری و استحکام پروژه فمینیسم و برابری مرد و زن در جوامع انسانی است. برخلاف باور عموم، فمینیسم یک جنبش زنانه نیست. بلکه فمینیسم یک راهبرد کلان و استراتژی بزرگ برای سوق دادن جوامع از ارزش های سنتی به ارزش های ماسونی است که توسط برخی از روشنفکران در رسانه ها به «توسعه» یاد می شود. واقعیت این است که تلقی توسعه از راهبردهای فمینیستی یک عوام فریبی است و پشت پرده کلمات و عبارات زیبا و پیچیده، برای مردم، چیزی جز فلاکت و بدبختی نیست!

    undp



    در اسنادی که امروز آن را منتشر می نماییم، استراتژی سازمان ملل در فراگیر کردن رویکردهای فمینیستی در جوامع نشان داده شده است. این اسناد، ترجمه اسناد بالا دستی سازمان ملل متحد برای مجریان دولتی و حکومتی بوده که انتشار عمومی آنها در «ایالات متحده آمریکا» ممنوع می باشد. دفتر سازمان ملل در ایران، این اسناد را برای مدیران و مسئولان «تراز بالای کشوری» ترجمه کرده است.
    قابل توجه آنکه هیچ فایل و اطلاعاتی درباره مدل ها و رویکردهای برنامه ریزی انسانی با این مدل در وب فارسی یافت نمی شود. اما در عمل، این برنامه ها مورد توجه مقامات و مسئولین دولتی کشورمان در حال حاضر می باشد.
    در این اسناد، رویکرد برابری جنسیتی یا همان شعار محوری فمینیسم، با واژه شیک و زیبای «توسعه انسانی» یاد شده است. عمده این رویکردها و برنامه های نوشته شده در سازمان ملل که زیر نظر و تحت سلطه قدرت های فراماسونری هدایت می شود برای کشور های جهان سوم و مسلمان طرح ریزی شده است.
    با وجود تفاوت فرهنگی کشورهای اسلامی با کشورهای غربی، مدل فمینیستی مذکور در سطح کلان به این کشورها تجویز و توصیه شده است و برخی از مسئولین در کشور ما نیز از مجریان و حامیان این برنامه ها می باشند.
    پیش از هر چیز می توانید اسکن صفحات مذکور را در لینک های زیر مشاهده نمایید:

    نشریه خلاصه گزارش توسعه انسانی 2014              کاتالوگ گزارش توسعه انسانی 2014      
    مشاهده صفحه اول مجله   
    مشاهده صفحه دوم مجله   
    مشاهده صفحه شانزده مجله 
    مشاهده صفحه هفده مجله   
    مشاهده صفحه هجده مجله   
    مشاهده صفحه نوزده مجله   
    مشاهده صفحه بیست مجله
    مشاهده صفحه یکی مانده به آخر مجله   
    صفحه یک   
    صفحه دو   
    صفحه سه   
    صفحه چهار   
    صفحه پنج   
    صفحه شش   
    صفحه هفت  
    صفحه هشت  

    در این نوشته قصد نداریم که به مسئولین و شخصیت های آکادمیک که مجری این برنامه ها در ایران هستند بد و بیراه بگوییم. اما برای اطلاع خوانندگان عزیز، چند نکته مهم را درباره این برنامه ها و تبعات آن بیان می نماییم:

    ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۶:۳۱
    میلاد حمیدی

    نهج البلاغه

    متاسفانه در جامعه ما از علما گرفته تا مسئولان، روحانیون تا مردم عادی، همگی مدعی الگو قرار دادن مولای متقیان علی (ع) هستند. و لیکن می بینیم در عرصه واقعی زندگی حتی ذره ای عامل به توصیه های این امام بزرگوار نیستیم!

    می دانیم که فرقه وهابیت پیوسته در صدد است که ما را مشرک و بی دین معرفی کند!

    وقتی ما با عمل نکردن به دستورات امام خود یا انتشار دروغ برای توجیه اعمال سیاسی خودمان یا تز های اجتماعی خودمان هر دیدگاهی را به امامان نسبت دهیم این راه را برای آنها باز می کنیم. ما حتی ذره ای سعی نکردیم که عکس این قضیه را به آنها نشان دهیم.

    کجای ما به شیعه علی (ع) شباهت دارد؟

    آیا آن بزرگواران از ما می خواهند که محافظ حرم آنها باشیم یا محافظ حرمت و سیره آنها؟

    آیا نگاه داشتن حرم آنها بدون عمل به خواسته های آنها فرضیه مشرک بودن ما را پر رنگ تر نمی کند؟

    بدون تعصب خودمان قضاوت کنیم!

    امروزه متاسفانه مولای متقیان و سایر امامان و معصومین تبدیل شده اند به  وسیله ای برای برانگیختن احساسات مردم و سوء استفاده برای پیشبرد اهداف سیاسی. امروزه تریبون ها سخنان حضرات امامان معصوم را بیان می کنند و به مانند یک گونی خالی هر چیزی را که دلشان بخواهد در آن می ریزند و می گویند فلان امام یا معصوم چنین گفته است.

    حتی هر کس برای خود نه تنها از قرآن بلکه از نهج البلاغه و سایر کتب و احادیث تفاسیری در جهت خواسته ها و مطامع خود بیان می کند.

    بعنوان مثال بخشی از نامه 31 نهج البلاغه (لزوم پرهیز از مشورت با زنان و استفاده از آنان در سیاست و مدیریت )را بیان می کنیم که عده ای از بیان آن واهمه دارند یا تفاسیر و تعابیر با اختلاف جهت 180 درجه ای از آن را بیان می کنند تا مبادا ... اینجاست که روی داعشی ها سفید می شود، چرا که آنها می خواهند حرم و تنها ظاهر و ماده ی امامان را تخریب کنند اما این سست ایمانان و دین فروشان می خواهند ماهیت ، بنیان و سیره امامان را تخریب کنند.

    و کسانی که درگیر احساسات هستند و منطق به ذهنشان راه ندارد بدون شک از درک مفهوم این نوشته عاجز خواهند بود.

    ولاالضالین نماز را بلند می کشند اما در ظلمات کامل خیال می کنند شیعه فقط  یعنی شعار دادن و نگه داشتن چند حرم و گلدسته!

     

    و اما بخشی از خطبه که مورد نظر است از قرار ذیل است و از کابران محترم خواهشمندیم به بیانات و اعمالی که در بستر سیاسی و اجتماعی کشور در جریان است نظری بیفکنند و قیاسی بنمایند:

    در امور سیاسى کشور از مشورت با زنان بپرهیز، که رأى آنان زود سست مى‏شود، و تصمیم آنان ناپایدار است. در پرده حجاب نگاهشان دار، تا نامحرمان را ننگرند، زیرا که سخت‏گیرى در پوشش، عامل سلامت و استوارى آنان است. بیرون رفتن زنان بدتر از آن نیست که افراد غیر صالح را در میانشان آورى، و اگر بتوانى به گونه‏اى زندگى کنى که غیر تو را نشناسند چنین کن. کارى که برتر از توانایى زن است به او وامگذار، که زن گل بهارى است، نه پهلوانى سخت کوش، مبادا در گرامى داشتن زن زیاده روى کنى که او را به طمع ورزى کشانده براى دیگران به ناروا شفاعت کند. بپرهیز از غیرت نشان دادن بیجا که درستکار را به بیمار دلى، و پاکدامن را به بدگمانى رساند کار هر کدام از خدمتکارانت را معیّن کن که او را در برابر آن کار مسئول بدانى، که تقسیم درست کار سبب مى‏شود کارها را به یکدیگر وا نگذارند، و در خدمت سستى نکنند.
    خویشاوندانت را گرامى دار، زیرا آنها پر و بال تو مى‏باشند، که با آن پرواز مى‏کنى، و ریشه تو هستند که به آنها باز مى‏گردى، و دست نیرومند تو مى‏ باشند که با آن حمله مى‏کنى. دین و دنیاى تو را به خدا مى ‏سپارم، و بهترین خواسته الهى را در آینده و هم اکنون، در دنیا و آخرت، براى تو مى‏ خواهم، با درود.

    برای مشاهده متن کامل این نامه به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

    ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۶:۴۲
    میلاد حمیدی

    تورم

    همه ما بارها و بارها در سایت های خبری و روزنامه ها و تلوزیون می بینیم که از کاهش آمار ازدواج و بالارفتن آمار طلاق صحبت می شود. در زمینه کاهش میزان ازدواج و بالارفتن آمار طلاق قطعا مسایل مالی اصلیترین عامل کاهش ازدواج هست هر چند در زمینه طلاق عامل زمینه ساز و مستعد کننده محسوب می شود.

    بی برو برگرد اصلی ترین عامل طلاق در سالهای اخیر مساله فمینیسم است.

    عاملی که سبب تاثیر گذاری فمینیسم در زمینه فروپاشی خانواده می شود کاهش قدرت اقتصادی مردان است. از این رو که مردی که قدرت اقتصادی خوبی داشته باشد دارای اعتماد به نفس و ثبات بیشتری است و می تواند با تسط روی خانواده زندگی اش را حفظ کند.

    اما در جامعه ای که بر خلاف نظر قرآن (آیه 34 سوره نساء) ، قدرت و زمام خانواده از دست مرد خارج شود قاعدتا خانواده دچار تزلزل می شود و با کوچکترین دخالت و اشتباه از هم می پاشد.

    عواملی که سبب رشد فمینیسم می شود بستگی دارد به  اتخاذ سیاست های اقتصادی  و فرهنگی و اجتماعی دولت از جمله اشتغال زنان (سبب بیکاری و کاهش اشل دستمزدی مردان و در نتیجه کاهش قدرت اقتصادی) و همچنین سیاست هایی مثل پشتیبانی از سمن ها و ان جی او های زنان  که کار شستشوی مغزی زنان را انجام می دهند و مورد حمایت سازمانهای دولتی و معاونت زنان و ضد خانواده ریاست جمهوری و زنان فمینیست دولتی هستند.

     البته حمایت های غیر مستقیم سازمانهای فمینیستی بین المللی از آنها و درهای باز دولت برای ورود این سازمانهای بین المللی ضد خانواده به سیستم فرهنگی کشور بر هیچ کس پوشیده نیست.

    معاونت زنان و خانواده و دخالت های های آن در قانون گذاری و فعالیت های ضد فرهنگی سازمانهای دولتی خود از عوامل دخالت آشکار دولت در خانواده ها و در نتیجه نابودی آن است.

    معاونت زنان و خانواده هیچ نقشی به جز تسهیل طلاق، و گذاشتن موانع  قانونی و تست ها و مشاوره های دست و پاگیر برای ازدواج و درخواست سهمیه و تبعیض بر علیه مردان در سایر زمینه ها و در نتیجه کاهش قدرت مردان در اداره و حفظ زندگی ندارد که همگی سبب کاهش ازدواج و افزایش طلاق می گردد. چون قاعدتا مرد بدون در آمد یا کم در آمد نمی تواند ازدواج کند و یا در صورت ازدواج نقش اشاره شده در آیه 34 سوره نساء را به خوبی ایفا کند.

    تا وقتی که دولت پایش را از زندگی مردم بیرون نکشد هر روز مشکل بر روی مشکل اضافه خواهد شد. برای اثبات این مدعا وضعیت خانواده را در سالهای قبل از دخالت دولت در امور خانواده (تشکیل مرکز زنان ریاست جمهوری) و بعد از آن قیاس کنید.

    بدیهی است که یک مرد هر چقدر هم قدرتمند باشد هیچگاه حریف دولت نخواهد شد.

    ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۳ ، ۱۰:۴۶
    میلاد حمیدی

    برخورد با خشونت

    در مواجهه با خشونت علیه زنان و خشونت علیه مردان، متاسفانه علیرغم شعارهای برابری طلبانه، فمینیست ها مانند سایر کارهایشان استاندارد دوگانه ای را دنبال می کنند. مثلا یک زن خائن شوهر کشی که دوست پسر بازی کرده اصلا نباید مجازات شود اما اگر مردی مرتکب چنین اعمالی شود سخت ترین مجازات ها باید برایش در نظر گرفته شود.

    بر همین اساس فعالیت هایی برای تصویب قانون منع خشونت علیه زنان و کودکان نیز در جریان است!(قانونی که به دنبال مجازات مردان و تحت فشار قرار دادن آنهاست که البته در کشورهایی که آن را تصویب کرده اند ، به دلیل ایجاد نفرت،سبب افزایش خشونت بین زنان و مردان شده است)

    مثالهای متعددی از اعمال خشونت و جرم علیه مردان در جامعه مشهود است. لیکن بنا به اینکه متاسفانه سیاستگذاری در عرصه خانواده و جامعه به دست نا اهلان فمینیست سپرده شده است، بر اساس فرهنگسازی های غلط صورت گرفته، همیشه مجرمین،خائنین و افراد نادان مردها جلوه داده می شوند(برای مثال به آگهی های مترو،نمایشگرهای درون مترو،فیلم ها و سریالهای تلوزیون و باورهای القا شده در ذهن مردم توجه کنید)

    ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۳ ، ۱۳:۳۱
    میلاد حمیدی

    مشاوره


    دوستان گرامی
    این مطلب را بخوانید و آویزه گوشتان کنید. و لطفا به همه افرادی که می شناسید اطلاع رسانی کنید. اخیرا یک عده افراد نادان و دارای اطلاعات ناچیز که اسم خودشان را روانشناس یا مشاور گذاشته اند با نفوذ در سیستم های آموزشی، ان جی او ها و سمن ها،ادارات و سازمانها و وزارتخانه ها پیدا شده اند که  بیکار و بدون درآمد هستند.
    اینها برای اینکه برای خودشان درآمد و پولسازی داشته باشند با چسباندن خود به این سازمانها و مراکز سعی میکنند تا به کسب درآمد بپردازند.

    ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۳ ، ۱۳:۱۲
    میلاد حمیدی